جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ٢٧
كه زمينه لازم براى بركنارى دكتر مصدق فراهم شود. در نتيجه به دنبال كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٢٢ ه. ش. دكتر مصدق و ببهه ملى از قدرت كنار گذاشته شدند و بدين شكل، جبهه ملى با شكست كمل مواجه شد و از هم فرو پاشيد.
در سال ١٣٣٩ ه. ش. با روى كار آمدن «جان اف كندى» از حزب دموكرات در امريكا، اين كشور قصد داشت براى دفاع در مقابل كمونيخم و مقابله با خطرهاى ناشى ز ادامه سركوب و خفقان در كشورهايى مثل ايران، برنامه اقتصادى، سياسى و اجتماعى را با دادن نوعى ازادى محدود به اجرا درآورد. رژيم شاه در ايران هم ناچار شد به تبعيآ از ارباب خود، به اجراى تغييرات ظاهرى بپردازد. در چنين شرايطى، عدهاى از نيروهاى ملى- مذهبى به دعوت غلامحسين صديقى در منزل وى اجتماع كرده و «جبهه ملى دوم» را به وجود آوردند. «١» جبهه ملى دوم از اين تاريخ تا سال ١٣٤٣ ه. ش. به طور نسبى فعّال بود، اما در اوايل سال ١٣٤٣ ه. ش. به دليل اختلاف نظرهاى زياد، ضعف رهبرى، ساختار نامتجانس نيروهاى تشكيل دهنده و نداشتن ساختار تشكيلاتى با استعفاى رهبران آن، منحل شد. «٢» جبهه ملى سوم در هفتم مرداد ١٣٤٤ ه. ش. با تلاشهاى دكتر مصدق از تبعيدگاه و با شركت نهضت آزادى ايران، جامعه سوسياليستها، حزب ملت ايران و حزب مردم ايران تشكيل شد و موجوديت خود را به طور رسمى اعلام كرد. اما سه هفته بعد، خليل