جريان شناسى

جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ١٥٢

انكار مى‌كنند. مى‌گويند از پير زنى كه در حال كار كردن با دوك نخ‌ريسى بود، پرسيدند به چه دليل خدا وجود دارد؟ او از كار ايستاد. چرخ هم از كار ايستاد. او گفت وقتى گردش اين دوك نخ ريسى، گرداننده نياز دارد، چطور جهان با اين عظمت گرداننده نمى‌خواهد؟
به نظر مى‌رسد آنچه موجب انكار خدا توسط برخى از مدعيان مدرنيسم شده است، عقل‌گرايى نيست، بلكه غرق شدن در انواع فساد اخلاقى است‌كه اعتقاد به خدا، با آن فسادها منافات دارد. آنان براى اين‌كه خود را از زير بار تكاليف الهى آزاد كرده باشند، خدا را انكار مى‌كنند.
درعين حال، آنچه موجب خوشحالى‌است، اين است‌كه پس‌از پيروزى انقلاب اسلامى و فروپاشى كمونيسم، ميزان اعتقاد به خدا و معنويت در سطح جهان و از آن جمله در كشورهاى غربى رو به افزايش است.
دوم- تفرعن انسان: تأكيد مدرنيسم بر انسان و آزادى او بدون در نظر گرفتن بنده بودن انسانها در پيشگاه الهى سبب شده است عده‌اى از مدعيان مدرنيسم، هواى نفس خود را خداى خود قرار دهند و در عين داشتن علم، گمراه گردند و خود را ليبرال (آزاد از تكاليف الهى) قلمداد كنند. «١» سوم- دين‌ستيزى: برخى از غربى‌ها با جداسازى دين از سياست، بخش عظيمى از مسائل اجرايى دين را غير قابل اجرا اعلام كردند و با اعلام ناتوانى علم از بررسى قضاياى اخلاقى و ماوراى طبيعت، اين گونه‌