جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ١٣٣
يكى از جديدترين روشهايى كه استعمارگران، به ويژه آمريكا پس از فروپاشى شوروى عليه كشورهاى مستقل مثل ايران به كار مىبرند، اتهام ترور و تروريسم عليه آنها است. آمريكا پس از حوادث ٢٠ شهريور ١٣٨٠ ه. ش. و فروريختن ساختمانهاى مركز تجارت جهانى در نيويورك، به مردم گرسنه، بىپناه و آواره افغانستان حمله كرد تا به اصطلاح دولت حامى تروريس جريان شناسى ١٤٨ پرسش ص : ١٤٨ ت طالبان را كه خود و همپيمانانش در روى كار آمدن آن نقش داشتند، سرنگون كند. پس از آن با معرفى كردن عراق، ايران و كره شمالى به عنوان كشورهاى محور شرارت، در صدد ضربه زدن به اين كشورها، به ويژه عراق است.
علت عمده اينگونه ديدگاههاى امريكا پس از فروپاشى شوروى، تحول در نگرشهاى حاكم در آن كشور، به ويژه نگرش جمهورىخواهان پس از روى كار آمدن جرج دبليو بوش است. آنها در چارچوب نظريه نظم نوين جهانى، ديدگاههاى نظامىگرى (ميلتاريستى)، يكجانبهگرايى، درون نگرى و ... دارند. «١» ه) استفاده از ابزار تهاجم فرهنگى اين اصطلاح مترادف با امپرياليسم فرهنگى يا امپرياليسم فرهنگى و خبرى است. امپرياليسم فرهنگى عبارت است از: «اعمال قدرت اقتصادى، سياسى و نظامى براى اشاعه ارزشها و فرهنگ مربوط به آن در ميان ملت ديگر براى جدا كردن مردم از ريشههاى فرهنگى، قطع پيوندهاى سنتى و اجتماعى و بيگانه كردن مردم از يكديگر. تهاجم