جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ١٣١
است كه اولًا هزينه و بدنامى كمترى براى استعمارگران دارد و ثانياً كشورهاى مستعمره، به ظاهر داراى استقلال سياسى به نظر مىرسند، ولى در باطن، وابستگى آنها حفظ مىشود.
ب) ايجاد تفرقه و درگيرى بين كشورها ايجاد تفرقه و درگيرى بين مردم و حكومت يك كشور، از روشهاى قديمى استعمار بود. اما استعمار جديد، علاوه بر ادامه شيوه قديم، نوع ديگرى از تفرقه و جدايى بين دولتهاى جديد را در پيش گرفت.
استعمار نوين با تحريك انگيزههاى قبيلهاى، مذهبى و دينى و ايجاد نزاعها و كشمكشهاى ناحيهاى بين كشورهاى تحت نفوذ، باعث برخوردها و درگيرىهاى نظامى بين آنها «١» و در نتيجه تضعيف اركان نظامى، اقتصادى و اجتماعى مستعمرات قديم شده است. به طور مثال، تقريباً تمام كشورهاى خاورميانه و خليج فارس داراى اختلافات ارضى و مرزى با يكديگر مىباشند. اين امر باعث شده كه كانون بحرانهاى منطقهاى هميشه داغ بوده و هر لحظه امكان درگيرى بين اين گونه كشورها وجود داشته باشد.
ج) اتمام نقض حقوق بشر در حال حاضر يكى از اهرمهاى فشار كشورهاى استعمارگر، به ويژه آمريكا عليه كشورهايى كه حاضر به پذيرفتن سلطه آن كشور نيستند، اهرم حقوق بشر است. اگر سياستهاى داخلى و خارجى كشورى در راستاى منافع غرب نباشد و يا به ضرر آنها باشد، با استفاده از اين ابزار چنان به