تحليل انقلاب اسلامى

تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٧٧

احكام واقعى دين را به صورت روشمند استخراج نكنند، طبيعى است كه عده‌اى غير متخصص وارد صحنه مى‌شوند و با نظرات جاهلانه خود، جامعه را به سمت نابودى پيش مى‌برند. در اين باره، مقام معظم رهبرى مى‌فرمايد:
ما امروز در بسيارى از زمينه‌ها احتياج داريم كه وارد ميدان اجتهاد بشويم و حكم آنها را از اسلام بگيريم. «١» جهان‌نگرى‌ انقلاب اسلامى با تفكرات مبتنى بر ملى‌گرايى صرف مخالفت دارد و مرزهاى خود را مرز عقيدتى مى‌بيند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، كه مهم‌ترين نهاد پاسدار اين انقلاب الهى است، با گنجاندن نقشه جهان در آرم خود نشان داد كه از تفكرى به گستره جهان برخوردار است. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامى، امام خمينى (ره) ملى گرايى را خلاف اسلام مى‌ديد و با تأكيد فراوان بر صدور انقلاب، به ويژه با تعيين روز جهانى قدس، خصلت جهان نگرى انقلاب اسلامى را نشان داد. البته امام خمينى (ره) مخالف اين نبود كه كسى به نژاد يا وطن خود علاقه داشته باشد. او، بر اساس نگره اسلامى، همه نژادها را برابر و مساوى مى‌ديد. در اين ديدگاه، اگر علاقه به نژاد و وطن در برابر دين بايستد، خطرناك مى‌شود. چنين است كه مى‌توان مدعى شد انقلاب اسلامى از ملى گرايى و قوميت گرايى بيزار است و نگاهى جهان‌نگر دارد. «٢» انتظار در دوران پيش از انقلاب مفهوم درستى از انتظار در ذهن برخى از مردم وجود نداشت. لازمه پيروزى انقلاب اسلامى تصحيح اين نگرش بود. بديهى است اگر مردم گمان كنند كه آنها نبايد با ستم مبارزه كنند و فقط بايد منتظر ظهور باشند، ديگر انقلاب اسلامى رخ نخواهد داد.
انقلاب اسلامى زمانى رخ مى‌دهد كه روحيه ضد ستم در مردم تقويت شود. در نگرش‌