تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٩
انقلاب و كودتا كودتا، از زاويه قوانين موجود هر كشورى، يك حركت توطئهآميز وغير قانونى است و توسط گروه اقلّيت و صاحب ابزار قدرت نظامى عليه نظام حاكم وبه منظور سرنگونى آن و به دست آوردن قدرت سياسى رخ مىدهد. اين گروه اقلّيت، غالباً نظامى هستند. بنا براين، كودتا را مىتوان اين گونه تعريف كرد:
كودتا عملى غيرمنتظره، ناگهانى، قاطعانه، بالقوّه خشونتآميز و غير قانونى است كه براى توطئهگر و براى قربانى آن خطرناك است. «١» بنابراين، در فرق انقلاب با كودتا مىتوان چنين گفت:
- در انقلاب وضعيت چالش آميز حتمى است؛ ولى در كودتا ممكن است باشد يا نباشد؛ - در انقلاب حركت از پايين به بالاست و در كودتا از بالا به بالا يعنى از بدنه حكومت عليه حاكمان؛ - در انقلاب تغيير و تحوّل بنيادى و همه جانبه است و ارزشها و زير ساختها تغيير مىكنند؛ امّا در كودتا تغييرات بنيادى نيست و در بيش تر موارد تنها حاكماناند كه تغيير مىكنند. «٢» استاد مطهرى معتقد است فرق اصلى كودتا با انقلاب در اين است كه انقلاب ماهيت مردمى دارد در حالى كه در كودتا، اكثريت مردم از حساب خارج هستند:
فرق انقلاب با كودتا اين است كه انقلاب ماهيت مردمى دارد، ولى كودتا چنين نيست. در دومى، يك اقليت مسلح و مجهز به نيرو، در مقابل اقليت ديگرى كه حاكم بر اكثريت جامعه است، قيام مىكند و وضع موجود را در هم مىريزد و خود جاى گروه قبلى قرار مىگيرد و اين استقرار ارتباطى به صالح يا ناصالح بودن كودتاگران ندارد. آنچه كه اهميت دارد اين است كه در كودتا اكثريت مردم از حساب خارج هستند و در فعل و انفعالات نقشى ندارند. «٣» انقلاب و اصلاحات پيش از تعريف رايج از اصلاحات، چند تعريف از رهبران و فعالان سياسى كشور مىخوانيم: