تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٦
انقلاب دگرگونى بنيادى درهمه زمينههاى اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى، حقوقى و به ويژه سياسى است نسبت به آنچه پيش از انقلاب استوار و پابرجا بوده است. «١» ديدگاه انديشمندان مسلمان مقام معظم رهبرى انقلاب را يك دگرگونى بنيادى مىداند. ايشان با تبيين اين نكته كهاين دگرگونى بنيادى در بيشتر موارد بدون چالشهاى دشوار و زورآزمايى امكانپذير نيست، ضمن رد ديدگاههايى كه انقلاب را با شورش، اغتشاش، بىنظمى و بىسامانى يكى مىدانند، مىفرمايد:
انقلاب آن جايى است كه پايههاى غلطى برچيده مىشود، پايههاى درستى به جاى آن گذاشته مىشود. «٢» آيتاللَّه شهيد مرتضى مطهرى (ره) معتقد است:
انقلاب عبارت است از طغيان و عصيان مردم يك ناحيه و يا يك سرزمين، عليه نظم حاكم موجود براى ايجاد نظمى مطلوب. «٣» او توضيح مىدهد: هر طغيانى عليه نظم موجود، انقلاب است واين به نظم سياسى اختصاص ندارد. ممكن است انقلابى ادبى باشد؛ يعنى نويسندگان و شعرا عليه نظام ادبى موجود عصيان كنند و آننظم را درهم ريزند و سبك ديگرى پديد آورند. ممكن است انقلابى مذهبى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى، هنرى، صنعتى، علمى، فكرى، فرهنگى و يا جامع باشد. «٤» آيت اللّه مصباح انقلاب را نوعى تحول تدريجى و هدفمند اجتماعى مىداند كه در مرحله خاصى به انقلاب منجر مىشود. او ارزشها و آرمانها را، به ويژه اگر به صورت يك مكتب جامع تعريف شده باشند، در دگرگونىهاى اجتماعى دخيل مىداند. «٥»