تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٦٢
بودند تا رهبرى پيدا شود و آنان را در مبارزه با اين همه فساد رهبرى كند. امام خمينى (ره) چنين رهبرى بود. اقبال لاهورى، دهها سال قبل از انقلاب اسلامى آن را چنين پيش بينى كرده بود:
اى جوانان عجم، جان من و جان شما چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما مىرسد مردى كه زنجير غلامان بشكند ديدهام از روزن ديوار زندان شما اوج گرفتن شكاف طبقاتى در سالهاى نزديك پيروزى انقلاب اسلامى مهاجرت از روستاها به شهرها اوج گرفت. يكى از دلايل مهم اين امر، مديريت پر اشتباه اصلاحات ارضى در روستاها بود كه روستاييان را به سمت شهرها سوق مىداد. برخى از اين روستاييان با تشكيل حلبى آبادها و برخى ديگر با تشكيل مناطق مستضعف نشين در حاشيه شهرهاى بزرگ تصوير نازيبايى از شكاف طبقاتى ايجاد كردند. اين امر در حالى بود كه حاكمان و برخى از دولتمردان پهلوى با ساخت كاخهاى متعدد در شهرهاى بزرگ يا خوش آب و هواى كشور بر اين تضاد دامن مىزدند.
نفوذ گسترده عوامل بيگانگان در اركان رژيم پهلوى حبيبالله رشيديان، كه سالها پيش از سلطنت رضاخان پيك مخصوص او با انگليسىها بود، خاطرات مفصلى نقل مىكند كه نكته مهم آن اين است كه معرف رضاخان به انگليسىها، عينالملك از بزرگان بهائيت بود. «١» اين معرفى نشان مىدهد كه رضاخان فردى بىدين بوده است. با اين تحليل، ديگر تعجبى ندارد اگر بفهميم كه او با علماى اسلام به شدت بدرفتارى مىكرد، بر ملت مسلمان سخت مىگرفت، فرزندانش را به دبستان مخصوص بهائيان مىفرستاد، بىحجابى را در كشور اجبارى كرد و هر گونه تعزيه و عزادارى و روضه خوانى را حتى در تاسوعا و عاشورا ممنوع كرد.
اين حقيقت را نمىتوان انكار كرد كه نفوذ گسترده بهائيت در اركان رژيم پهلوى و تلاش آشكار آنها براى نابودى دين اسلام ازجمله دلايل ظهور انقلاب اسلامى بود. بهائيان در كنار عناصر فراماسون و صهيونيست، در دوران پهلوى نقش مهمىدر اركان حكومت داشتند. در