تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٤٦
عبرتها تجربه شكست مشروطيت در انقلاب اسلامى بسيار مؤثر بود. رهبران انقلاب اسلامى همواره مراقب بودهاند كه اين تجربههاى تلخ در انقلاب اسلامى تكرار نشود. برخى از اين تجربهها عبارتاند از:
١. فقدان رهبرى واحد (رهبرى بين علماى تهران ونجف و برخى روشنفكر نماها تقسيم شده بود)؛ ٢. نفوذ گسترده عناصر ناسالم سياسى در بين مشروطه خواهان به ويژه فرقه گمراه بابيت كه توسط دشمنان اسلام تقويت شده بود. اين نفوذ در حدى بود كه مرحوم شيخ فضل الله نهضت مشروطه را يك نهضت بابى مىدانست؛ «١» ٣. اعتماد جمعى از مشروطه خواهان به انگليسىها كه تحصن در سفارت انگليس نماد بارز آن بود. اين امر در حالى بود كه توده مردم به شدت مخالف نفوذ بيگانه بودند؛ «٢» ٤. بروز اختلاف شديد ميان انقلابيون بين روشنفكرنمايان و علما و حتى ميان خود علما از نظر نحوه برخورد با مشروطيت و انحرافات؛ ٥. فقدان نيروى نظامى مكتبى؛ فرمانده مجاهدان مشروطه يك نامسلمان بود؛ ٦. ناكارآمدى روشنفكرنمايان در حل معضلات جامعه، پس از آنكه روحانيت را منزوى ساختند؛ ٧. آسيب پذيرى شديد جامعه از شايعات دروغين، به ويژه عليه شهيد شيخ فضل الله نورى، امرى كه در طول تاريخ، صدمههاى بزرگى بر پيكره اسلام وارد آورده است.
نهضت ملى شدن صنعت نفت پس از نهضت مشروطيت هم قيامهاى پراكندهاى رخ داد كه بيشتر به دست رضاخان