تحليل انقلاب اسلامى

تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٧١

پيوند دين و سياست‌ پيوند دين و سياست از مبانى مهم فكرى انقلاب اسلامى است. در اين باره نخست بايد سياست را تعريف كرد كه در آن اختلاف نظر فراوان است. سياست بر خلاف آنچه در عرف رايج است كه آن را با دروغ، فريب و مكر يكى مى‌دانند، به لحاظ علمى‌معانى ديگرى دارد كه برخى از آنها عبارت‌اند از:
هنر يا علم حكومت كردن؛ هنر يا علمى‌كه بر تدابير حكومتى متمركز مى‌شود؛ هنر يا علم اثرگذارى بر رهبرى حكومت؛ روابط پيچيده حاكم بر مردم يك جامعه. «١» دين، راهنماى الهى و جامع زندگى آدميان است كه تحقق عدالت اجتماعى و عدالت فردى (باطنى) را پى مى‌جويد. سياست صحيح نيز در يك نتيجه‌گيرى از مجموعه تعاريف علمى آن، نوعى اداره جامعه است كه در جست و جوى تحقق عدالت اجتماعى و پيشبرد جامعه به سمت مصالح مادى و معنوى آن است. از اين رو، دين صحيح با سياست درست، پيوندى عميق دارد. «٢» پيامبر اعظم (ص) حكومت سياسى و رهبرى معنوى را با هم بر عهده داشت. امير المؤمنين على (عليه السلام)، اعلام كرد كه جايگاه او نسبت به قدرت سياسى مانند محور آسياب است كه همه چيز بايد در پيرامون او بچرخد. «٣» امام رضا عليه السلام تصريح مى‌كند:
انَّ الِامامه زِمامُ الدّينِ وَ نِظامُ المُسلِمينَ وَ صَلاحُ الدُّنيا ... عالِمٌ بِالسّياسَة. «٤» امامت، رهبرى دين و سامان دهنده دنياى مسلمانان است ... [امام‌] به سياست آگاه است.
سياست و مذهب در اسلام چنان به يكديگر پيوسته‌اند كه هيچ گاه در طول تاريخ هيچ‌