تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٦٤
آيا كسى كه اندكى غيرت مسلمانى در وجود او باشد چنين مىكند؟ آيا چنين رفتارهايى نشان نمىدهد شاه فردى لا ابالى يا بى دين بوده است؟
شيخ مصطفى رهنما، در شرح خاطرات خود از زندانهاى شاه، پيرامون رفتار يكى از بازجويان اطلاعات شهربانى آن زمان مىنويسد كه او به قرآن اهانت كرد و ديگران هم چيزى نگفتند. به نظر مىرسد اين امر هم ناشى از حضور بهايىها و يا افراد بى دين در دستگاه پهلوى است. خاطره اين است:
من يك قرآن كوچك در جيب چپ لباسم داشتم كه گاهى كه يك بازجو مرا مىزد، ضربه اى به آن مىخورد. لذا يك دفعه پريدم و قرآن را روى ميز كوچكى كه در نزديكى من قرار داشت، گذاشتم كه آن خبيث با نوك باتومش قرآن را پرت كرد وسط اتاق و با اين كار نشان داد كه به هيچ چيز اعتقاد ندارد [يا اين كه غير مسلمان است]. يقينا اين تفكر در ميان شاه و اطرافيان او هم عموميت داشت؛ چون هيچ كدام از كسانى كه در اتاق بودند، عكس العملى نشان ندادند. «١» جدا شدن حكومت از مردم حجم عظيم پولهاى نفت در سالهاى ٥٢ و ٥٣ كه با خيانت به جامعه اسلامى حاصل شده بود، «٢» سبب شد حكومت شاه در اوهام مغرورانه خود غرق شود و پيوند خود را با همه طبقات اجتماعى قطع كند. حكومتها حتى اگر غير مردمىباشند، دست كم يك طبقه را براى روز مبادا نگاه مىدارند؛ اما شاه جز شمار محدودى از سرمايه داران ومقامات سياسى و نظامى حتى يك طبقه را نيز براى خود نگاه نداشته بود و اين همه، زمينههاى اجتماعى را براى انقلاب مساعد كرده بود.