تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٦٣
اين دوران با توجه به نفوذ امريك تحليل انقلاب اسلامى ٧٣ آزادى ص : ٧٣ ا و اسرائيل، تلاش گستردهاى براى رسميت بخشيدن به فرقه بهائيت مىشد؛ زيرا آنها در تثبيت رژيم سلطنتى و حكومت شاه سهم چشمگيرى داشتند به گونهاى كه برخى از نزديكان شاه و خاندان پهلوى و كارگزاران و متوليان مقامهاى حساس و كليدى كشور بهايى بودند. «١» تأييد انقلاب سفيد شاه، همكارى با ساواك، جلب حمايت دولتهاى بزرگ از شاه و سلطنت او به وسيله اسرائيل و عضويت در حزب رستاخيز، بخشى از مواضع سياسى فرقه مزبور بوده است. يكى از مبلغان بهائيت درباره تأثير متقابل بهائيت بر شاه و خاندان پهلوى گفته است:
شاه به تمام دستورهاى بهائى آشنايى دارد و حتى ايشان با اشرف پهلوى در دوران كودكى در مدرسه بهائيان ... درس خواندهاند. «٢» محمدرضا پهلوى چنان از بهائيان حمايت مىكرد كه يكى از افراد نظامى به نام سرهنگ اقدسيه در جلسه بهائيان شيراز، ضمن بهائى خواندن شاه، درباره نحوه برخورد خود با افراد مسلمان اظهار داشت:
... من زمانى كه در ارتش بودم، سربازان و درجه داران و افسران بهائى را احترام مىگذاشتم.
ولى اگر يك فرد مسلمان از ديگرى شكايت مىكرد، دستور شلاق زدنش را مىدادم ... ما اطلاع داريم كه شاهنشاه آريامهر بهائى مىباشند. «٣» مرحوم حسين ميراحمدى، كه در زمان شاه مدتى مشاور حقوقى آستان قدس رضوى بود، به ناگهان و در اوج نياز مالى استعفا مىدهد و در بيان علت استعفاء به يكى از دوستان نزديك خود مىگويد:
شاه در مراكش در يكى از قماربازىهاى خود مبالغ كلانى مىبازد و حواله مىدهد كه بروند و مبلغ مورد نظر را از نايب التوليه آستان قدس دريافت دارند، البته از صندوق آستانه حضرت امام رضا عليهالسلام، چون من جوابى براى امام نداشتم تنها توانستم استعفاء دهم. «٤»