تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٢
در فرانسه و روسيه پيش از انقلاب، وضعيت اقتصادى كشور وخيم بود. ارتش اين كشورها هم از بى نظمىهاى فراوان رنج مىبرد، در حالى كه رژيم پهلوى در آستانه انقلاب اسلامى، بهترين سالهاى وضعيت اقتصادى خود را تجربه مىكرد و از ارتش بسيار منضبط و مدرنى برخوردار بود. اين امر نشان مىدهد كه انگيزه مردم ايران، اقتصادى نبوده است. آنها انديشه والايى را مد نظر داشتهاند كه براى رسيدن به آن حاضر شدهاند با رژيم تا دندان مسلح شاه رو به رو شوند. در ايجاد و تشكل قدرت اجتماعى انقلابيون سه ركن اساسى قابل تشخيص است: مردم، رهبرى و مكتب.
ميزان مشاركت مردمى در حالى كه در فرانسه و روسيه ميزان مشاركت مردم در براندازى رژيمهاى ستمگر حاكم بسيار اندك بود، در انقلاب اسلامى ايران، بخش عظيمىاز مردم، از همه طبقات و گروههاى اجتماعى و در سراسر كشور، در مقابل رژيم تا دندان مسلح با دست خالى ايستادند و آن را ساقط كردند.
از سوى ديگر، بعد از پيروزى انقلابهاى فرانسه و روسيه به تدريج، همان مشاركت مردمىاندك هم رو به كاهش رفت؛ در حالى كه ملت ايران بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در انتخابات پى در پى، به طرز چشمگيرى شركت كردهاند و از همه مهم ترحضور همه ساله مردم در تظاهرات ميليونى سالگرد انقلاب اسلامى، نشانه حضور، بيدارى و حمايت مردم از انقلاب است.
چگونگى رهبرى در انقلابهاى فرانسه و روسيه رهبران انقلاب از طبقات متوسط و بالاى جامعه بودند در حالى كه درانقلاب اسلامى ايران رهبران انقلاب متعلق به طبقات متوسط و محروم جامعه بودند. در انقلابهاى ياد شده به ويژه در انقلاب روسيه رهبران مدافع طبقهاى بودند كه خودمتعلق به آن طبقه نبودند در حالى كه در انقلاب اسلامى رهبران انقلاب دقيقا مدافع طبقهاى بودند كه از آن طبقه برخاسته بودند. در آن انقلابها، روحانيون نقش ضد انقلاب را ايفا مىكردند؛ در حالى كه در انقلاب اسلامى رهبرى ضد انقلاب را روشنفكرنمايان وابسته