تحليل انقلاب اسلامى

تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٤٩

كه انقلاب اسلامى تلاش كرد با بهره‌گيرى از اين تجربه‌هاى تلخ، از آنها بپرهيزد:
جدا شدن برخى از سياست‌مداران از دين و روحانيت؛ فاصله نگرفتن از بدنامان: برخى از اطرافيان مصدق از متهمان كشتار مردم در جريان نهضت بودند؛ آزاد گذاشتن حزب كمونيستى توده: اين حزب با انجام راهپيمايى‌هاى متعدد، سبب وحشت مذهبيون از آينده دولت مصدق شد؛ عدم حضور فعال زنان در جريانات نهضت؛ اعتماد برخى از عوامل نهضت از جمله مصدق به آمريكا؛ آزادى بيش از حد مطبوعات؛ سازمان‌هاى جاسوسى دشمن با تشويق مستقيم و غير مستقيم روزنامه‌نگارانى كه مطابق طبع آن‌ها مطلب مى‌نوشتند، زمينه مناسب را براى كودتا فراهم كردند؛ فقدان ارتش مكتبى كه تابع رهبر مذهبى نهضت باشد؛ عدم اقدام مصدق براى خاتمه دادن به حكومت شاه با وجود توانايى اين كار؛ فقدان قاطعيت در برخورد با عوامل دشمن؛ آسيب‌پذيرى شديد در برابر شايعات؛ مثلًا شايعه پخش شد كه آيت‌اللَّه كاشانى عامل انگليس است. اين در حالى بود كه عمر ايشان و پدرشان در مبارزه با انگليسى‌ها گذشته بود.
نقاط عطف انقلاب اسلامى‌ انقلاب اسلامى، از مهر ١٣٤١ تا ٢٢ بهمن ١٣٥٧ نقاط عطف مختلفى را پشت سر گذاشت تا توانست پيروز شود. برخى از اين نقاط عطف عبارت‌اند از:
لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى‌ در مهر ماه ١٣٤١، اسدالله علم، نخست وزير وقت اعلام كرد هيئت دولت تصويب كرده است در انتخابات انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى شرط مرد بودن، مسلمان بودن و قسم به قرآن را از شرايط كانديداها و رأى دهندگان اين انجمن‌ها حذف كرده است. امام خمينى (ره) نيك مى‌دانست اين گونه حركات مقدمه سياست‌هاى خطرناكى هستند كه با هدف به فساد كشاندن زنان، و