تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٩٩
توصيهام اين است كه ازدواج را آسان بگيرند، مهريهها زياد نشود، جهيزيهها سنگين نشود، در مراسم مهمانيها، خيلى ريخت و پاش نشود و اسراف آميز نباشد. «١» شكاف طبقاتى نمىتوان از مردم جامعه توقع داشت همه در يك سطح از زندگى باشند، اما مىتوان اين انتظار را داشت كه از فاصله زياد طبقاتى پرهيز شود. شكاف طبقاتى را مىتوان چنين تعريف كرد:
در جامعه، كسى يا مجموعهاى در اوج غنا و برخوردارى، اما يك عده ديگر از اوليات زندگى محروم [باشند]. «٢» در دائرة المعارف علوم اجتماعى آمده است عواملى بسان نابرابرىهاى آموزشى، كمبود تحرك اجتماعى، عدم توزيع متعادل ثروتها و امكانات و ... در نهايت به شكاف طبقاتى مىانجامند و راه مهم مبارزه با آن، رشد طبقه متوسط است. «٣» در هر صورت، قلههاى بزرگ ثروت در كنار درههاى عميق فقر نشانى از جامعه مطلوب اسلامى ندارد.
برخى روشهاى مبارزه با شكاف طبقاتى و اجراى عدالت عبارتاند از:
برنامهها و حركت كلى كشور، در جهت تامين زندگى مستضعفان باشد؛ حقوق انسانى، اجتماعى، عمومىو حدود الهى، يكسان بر مردم اجرا شود؛ جلوى كسانى كه با تكيه بر زر، زور و تزوير، توانستند به چيزهايى كه حق آنها نبوده است، دست پيدا كنند، گرفته شود تا فرصتى براى ادامه كار خود پيدا نكنند. «٤» مال دوستى و برترىطلبى مال و مقام آنجا كه در خدمت به مردم است و انگيزه خدمت، قرب الهى است، ارزشمند است، اما بايد دانست دل سپردن به مال و مقام از مهمترين خطراتى است كه دين هر انسان مؤمنى، به ويژه مديران را تهديد مىكند. از آنجا كه انقلاب اسلامى يك انقلاب دينى است و