تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٩٤
شايعه پراكنى، بدبين ساختن به آينده و تفرقه افكنى است. دوم جنگ اقتصادى و سوم ممانعت از پيشرفتهاى علمىملت ايران است. «١» همان طور كه اشاره شد دشمنان انقلاب اسلامى، آسيبهاى مختلفى را بر انقلاب وارد مىآورند كه اين آسيبها را مىتوان از چند زاويه بررسى كرد؛ آسيبهاى فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و سياسى.
آسيبهاى فرهنگى آسيبهاى فرهنگى سختترين و خطرناكترين نوع آسيبها هستند زيرا اين آسيبها، بيشتر با هواى نفس آدمى سازگارند. برخى از آسيبهاى فرهنگى عبارتاند از:
خودباختگى خودباختگى به اين معناست كه كسى بر اثر مشاهده پيشرفتهاى استعمارگران، اصالت و خوبىهاى فرهنگ خود را فراموش كند و يكسره دين و دل در بازد و چنان محو فرهنگ دشمن شود كه بدىهاى آن را نبيند. چنين كسى توان مبارزه با دشمن را از دست مىدهد.
التقاط فكرى تركيب انديشههاى دينى با انديشههاى مادىگرايانه، كارى كه سازمان منافقين و گروههاى مشابه انجام دادند، از روشهاى خطرساز براى گمراه ساختن مردم خوب ماست.
بدبينى از جمله آفات انقلاب اسلامى اين است كه هواداران انقلاب نسبت به آينده كشور و انقلاب دچار بدبينى شوند. اين بدبينى نا اميدى به دنبال دارد و نااميدى، نشاط را در آدمىمىكشد و همه اينها براى انقلاب بسان سم است.
دنياگرايى دنياگرايى به معناى دلبستگى به دنيا، سرچشمه همه خطاها، زيربناى هر نقصى و سر منشأ هر فسادى است. در اين باره، پيامبر اعظم (ص) فرمودهاند: