تحليل انقلاب اسلامى

تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٤

١. ارتقاى بصيرت و توانايى تحليل سياسى‌ آدمى‌مادام كه از سطح بصيرت «١» بالايى برخوردار نباشد، نمى‌تواند دين خود را حفظ كند و چه بسا بين حق و باطل اشتباه كند. امام على (ع) بر اين نكته مهم تأكيد مى‌كند و مى‌فرمايد:
فَقْدُ الْبَصَرِ اهْوَنُ مِنْ فِقْدانِ الْبَصيرَةِ.
نداشتن چشم آسان تر از نداشتن بصيرت است. «٢» در جريان جنگ صفين اگر همه لشگريان امام على (ع) مانند عمار ياسر، اهل بصيرت بودند، آيا دشمن مى‌توانست با حيله قرآن سر نيزه كردن آنان را بفريبد؟ در سپاه امام حسن عليه السلام نيز همين مشكل پيش آمد و بسيارى ازياران ايشان قدرت تحليل نداشتند و نمى‌توانستند بفهمند كه قضيه چيست و چه مى‌گذرد. مقام معظم رهبرى با بيان اين نكته‌هاى تاريخى نتيجه مى‌گيرد كه:
من از سابق مكرر گفته‌ام كه اگر ملتى قدرت تحليل خودش را از دست بدهد، فريب و شكست خواهد خورد. «٣» درس آشنايى با انقلاب اسلامى كمك مى‌كند تا در باره بسيارى از وقايع و جريانات مرتبط با انقلاب اسلامى بينش و بصيرت بالاترى پيدا كنيم، قدرت تحليل سياسى خود را بالا ببريم و پاسخ پرسشهاى متعددى را كه در باره انقلاب اسلامى در ذهن مردم وجود دارد پيدا كنيم. اين منطق مقام معظم رهبرى بسيار برازنده است:
نظام مردمى‌كه مردم در بافت اصلى آن دخالت دارند مستغنى از آگاهى مردم نيست. بايد مردمش را آگاه كند؛ بايد به آنها قوّت تحليل بدهد و بايد آنها را از آگاهيها و معلومات لازم و مفيد و معرفتِ لازم سرشار كند. «٤» ٢. تجربه آموزى‌ تاريخ چراغ راه آينده است. اين حقيقت اقتضا مى‌كند بسيارى از نكات تاريخى شكافته شود