تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٣
به شرق كمونيستى و يا غرب غارتگر بر عهده داشتند. سرانجام اين كه در انقلابهاى فرانسه و روسيه، به چهره شاخصى كه در توان رهبرى، نبوغ فرماندهى و قدرت مردمدارى مانند امام خمينى (ره) باشد برخورد نمىكنيم.
چگونگى مكتب ليبراليسم و ماركسيسم در انقلابهاى فرانسه و روسيه با برداشتهاى مادى خود افق محدودى را براى پيروان خود در همين دنيا وتنها از يك زاويه مىگشودند. به علاوه، در اجرايى كردن ارزشها و معيارهاى خود بعد از سقوط نظامهاى مطرود با مشكل مواجه شده، به ناچار تغييرات فراوانى را در نظريات خود اعمال كردند. از سوى ديگر، هر دو مكتب براى مردم فرانسه و روسيه نامانوس بودند و با بنيانهاى عقيدتى مردم كه بيش تر مذهبى بود در تعارض قرار داشتند. همچنين، نتوانستند خميرمايه لازم را براى ايجاد تشكل، انسجام و وحدت اقشار و تودههاى جوامع خود فراهم كنند و تنها به عنوان ايدئولوژى طبقه روشنفكر باقى ماندند.
اين امر در حالى بود كه مكتب اسلام در انقلاب اسلامى ايران، از ١٤٠٠ سال قبل با مردم مانوس بود و بيش تر مردم به آن اعتقاد داشتند. جهانبينىالهى اسلام، افق بسيار وسيعى در پيش روى پيروان خود گشوده و سعادت دنيا و آخرت را نويد داده است. اين مكتب الهى، به ويژه در مذهب شيعه دوازده امامى، براى تمام نيازهاى اساسى انسان در زندگى فردى و اجتماعى او، اصول كار را مشخص ساخته و در همان حال، نيروى فراوان انقلابى ايجاد مىكند. نكته ديگر اين كه انقلابهاى فر تحليل انقلاب اسلامى ٤٤ تاريخچه ص : ٤٤ انسه و روسيه با كشيشها مخالفت شديد داشتند، در حالى كه در انقلاب اسلامى، روحانيت مسلمان نقش رهبرى انقلاب را بر عهده داشت. «١» فوايد تحليل دقيق انقلاب اسلامى آشنايى با انقلاب اسلامى و تحليل دقيق و درست آن به دلايلى كه در پى مىآيند براى ما سودمند است: