تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٢١
در نظر گرفتهاند: انقلاب مخملى، انقلاب گل رز، انقلاب آرام، براندازى قانونى و ... ويژگى عمده اين نوع از انقلابها عمليات روانى گستردهاى است كه پيش از انجام كارودر تمامى مراحل آن از طريق آمريكا و برخى رسانههاى غربى عليه رژيم هدف صورت مىپذيرد. يكى از متخصصين مسائل اروپاى شرقى به نام گارتن اش «١» مىنويسد:
آنچه كه در لهستان و مجارستان به وقوع پيوست را به دشوارى مىتوان انقلاب نام نهاد. در واقع آن تركيبى از اصلاحات و انقلاب بود. درآن هنگام آن را اصقلاب «٢» ناميدم. در اين پديده يك عنصر نيرومند و بنيادين تغيير از بالا وجود داشت كه تحت رهبرى اقليتى روشن بين درون احزاب كمونيست عمل مىكرد. اما يك عنصر زنده فشار تودهاى از پائين نيز حضور داشت ... رابطه متقابل ميان اين دو عنصر عمدتا به ميانجى مذاكرات ميان نخبگان حاكم و مخالف صورت گرفت. «٣» تعريف انقلاب اسلامى بزرگان انقلاب اسلامى، تعاريف زير را از انقلاب اسلامى ارائه دادهاند:
تعريف امام خمينى از نگاه امام خمينى (ره)، انقلاب اسلامى يعنى تحول يك مملكت طاغوتى به يك مملكت اسلامى كه روى موازين اسلامى عمل مىشود. ايشان با مردود شمردن برخى ديدگاههاى افراطى كه گمان مىكردند انقلاب اسلامى به معناى آزادى افراطى و هرج و مرج گونه است ومىتوان اموال مردم را بدون توجه به قانون مصادره كرد، فرمودند:
انقلاب اسلامى معنايش اين است كه متحول شده است يك مملكت طاغوتى كه هر كس مىخواست ظلم بكند، مىكرد به اتكال سرنيزه، مبدل شده است به يك مملكت اسلامى كه روى موازين اسلامى عمل مىشود. «٤»