عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٤٢ - ٢ داستان دفاع مقدّس از نظر نويسندگان
مىشدند، دوست داشتم بگويم گرماى معنوى سنگرها را، داستانها و رمانهاى ما تأمين مىكرده است، دوست داشتم بگويم قصههاى ما به خانوادههاى رزمندگان ما، استحكام و قوت و مقاومت مىبخشيده است، دوست داشتم بگويم انتشار هر داستان تازۀ جنگى، چاشنى عمليّاتى فتحآفرين بوده است، دوست داشتم بگويم بيشتر از سلاح و مهمات ما، از قصههاى جنگى ما وحشت داشتند و دوست داشتم بگويم بچّهها در جبهه، ماشينهاى غذا و مهمات را كنار مىزدند و مىگفتند كتاب قصه چى؟ اما اكنون كه در پاسخ اين سؤال حرفهاى دوستداشتنىام را نمىتوانم بگويم، پس اين سؤال را كلّاً بىپاسخ مىگذارم. [١]
بديهى است از نظر آقاى شجاعى اينطور نيست كه قصه براى جنگ هيچ كارى نكرده است، امّا با توجه به اين كه توانايى انجام خدمات بزرگى را داشت و نسبت به اهداف شكوهمندى كه از اين فرم هنرى انتظار مىرفت، به نظر مىرسد نتوانسته است كارى بكند.
خانم سميرا اصلانپور، از نويسندگان دفاع مقدّس، در بارۀ قصههاى جنگ مىگويد:
نويسندگان ما فقط به برخى از جنبههاى جنگ پرداختهاند و بسيارى از جنبههاى آن را فراموش كردهاند. در حقيقت مىتوان گفت كه در بسيارى از داستانها، ديد نويسنده بسيار محدود و تكرارى است؛ طورى كه خوانندۀ نه چندان متبحر مىتواند پايان و عاقبت بسيارى از داستانها را بهسادگى تشخيص دهد؛ بدون اين كه تأثيرى از آنها گرفته باشد. [٢]
خانم راضيه تجّار در همينباره مىگويد:
كسى كه قصۀ جنگ مىنويسد، از بيهودهنويسى فاصله مىگيرد و سعى
[١] . مجموعه مقالات سمينار بررسى رمان جنگ در ايران و جهان، ص ٢٩٦.
[٢] . سروش، ش ٦٠٠،٢ خرداد ٧١، ص ٤٠.