عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7)
(١)
جلد هفتم (هنر و ادبيات)
١ ص
(٢)
مقدمه
١ ص
(٣)
فصل اول كليات
١٧ ص
(٤)
1 تعريف هنر
١٧ ص
(٥)
1-1 هنرمند
١٨ ص
(٦)
2-1 رمز و قداست
٢١ ص
(٧)
3-1 نزول حقايق متعالى وجود
٢٥ ص
(٨)
2 هنر دينى
٢٧ ص
(٩)
1-2 كلمات مقدّس
٢٨ ص
(١٠)
2-2 هدف هنر دينى
٣٠ ص
(١١)
3-2 هنر دينى و انسان آيينمند
٣١ ص
(١٢)
3 هنر دفاع مقدّس، هنرى دينى و ملّى
٤٤ ص
(١٣)
4 ويژگىهاى هنر دفاع مقدّس
٤٧ ص
(١٤)
فصل دوم شعر
٥١ ص
(١٥)
1 دعوت و تشويق
٥١ ص
(١٦)
2 فرهنگ تشيّع
٦٠ ص
(١٧)
3 رجز و رجزخوانى
٦٥ ص
(١٨)
4 عاطفه
٦٧ ص
(١٩)
5 روح حماسى
٧٢ ص
(٢٠)
6 ريتم كوبنده
٧٥ ص
(٢١)
7 تصويرپردازى از شهادت و شهيد
٧٦ ص
(٢٢)
8 بسيجيان در آينۀ شعر
٨٢ ص
(٢٣)
فصل سوم نمايش
٨٧ ص
(٢٤)
1 نگاهى به عناصر نمايش
٨٧ ص
(٢٥)
2 نمايش و دفاع مقدّس
٩٠ ص
(٢٦)
فصل چهارم سينما و فيلم
٩٩ ص
(٢٧)
1 اهميت سينما
٩٩ ص
(٢٨)
2 توانايىهاى سينما
١٠٠ ص
(٢٩)
3 سينماى دفاع مقدّس
١٠٤ ص
(٣٠)
1-3 سينماى داستانى
١٠٤ ص
(٣١)
2-3 سينماى مستند
١١٤ ص
(٣٢)
فصل پنجم داستان
١٣٧ ص
(٣٣)
1 ويژگىهاى مهمّ داستان
١٣٧ ص
(٣٤)
2 داستان دفاع مقدّس از نظر نويسندگان
١٤١ ص
(٣٥)
فصل ششم موسيقى
١٤٥ ص
(٣٦)
1 شكلهاى موسيقى رزمى
١٤٦ ص
(٣٧)
2 نوحههاى رزمى
١٤٨ ص
(٣٨)
3 تأثير سرودها و آهنگهاى رزمى
١٥٣ ص
(٣٩)
4 اجراى زندۀ موسيقى در جبههها
١٥٨ ص
(٤٠)
فصل هفتم نقاشى
١٦١ ص
(٤١)
1 نگاهى به الفباى نقاشى
١٦١ ص
(٤٢)
2 نگاهى به تابلوهاى دفاع مقدّس
١٦٣ ص
(٤٣)
3 تأثير متقابل دفاع مقدّس و هنر نقاشى
١٦٨ ص
(٤٤)
فصل هشتم عكاسى
١٧١ ص
(٤٥)
منابع و مآخذ
١٧٥ ص
(٤٦)
الف-كتابها
١٧٥ ص
(٤٧)
ب-نشريات
١٧٦ ص

عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٧٠ - ٤ عاطفه

اندوه‌ساز است-به ياد داشته باشيم كه هنگام درد آه مى‌كشيم-، همۀ اين‌ها دست به دست هم مى‌دهد و از اين شعر بُغضى سنگين در گلوى دل مى‌سازد كه تنها وقتى مى‌شكند كه با راهيان ديار دوست، صف‌هاى عظيم رزمندگان، همراه شوى، به ياد دوستان از دست رفته سينه بزنى و در انتظار شب حمله، از هرچه غير دوست است، خداحافظى كنى. درست به همين دليل است كه اين شعر يكى از نمونه‌هاى خوب نوحه‌هاى آهنگران را تشكيل داد.

روزى دگر گذشت

امروز باز هم

در غايت غروب

يك آفتاب سرخ جنوبى را

بر شانه‌هايمان به نهايت رسانديم

اما دريغ، باز

ما زرد مانديم

و در رثاى او

آن آفتاب خوب جنوبى

با درد خوانديم [١]

در اين شعر كوچك، تصوير يك غروب را مى‌بينيم كه آفتابى سرخ (شهيد) بر شانه‌هاى مردانى ديگر به آرامگاه ابدى خود روان است؛ آفتاب سرخ مى‌رود و مردان مى‌مانند و درد و دريغ و چهرۀ زرد. هم تصوير شعر و هم هجاهاى بلند كلمات باز، غايت، آفتاب، نهايت، شانه‌ها، و. . . دست به دست هم داده‌اند و عاطفۀ اندوه را به جان خواننده روان مى‌كنند. خواننده در


[١] . سروش، ش ١٧٢،٢٠ آذر ٦١، ص ٤١. (قيصر امين‌پور) .