عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٥٨ - ١ دعوت و تشويق
همسفر اى همسفر، خيز و خطركن خطر
هرچند زبان شعر زبان مألوف ادب پارسى است و شاعر هنوز رزمندگان و قافلهسالار را بهاقتضاى زبان شاعرانه اسبسوارانى مىبيند كه در خارج از شهر در هجرتى دشوار براى جهاد با دشمن-كه در اينجا حرامى نام مىگيرد - خيمه زده و اطراق كردهاند و منظور او همان رزمندگانى است كه تانك سوار مىشوند، تفنگ به دوش دارند و با خودروهاى جديد نظامى به رزم مشغولند، امّا انصاف اين است كه گرماى شعر و هيجان صادقانۀ شاعر، از بيتبيت شعر مىتراود و در قلب و روح خواننده جارى مىشود.
شعر نه تنها مخاطبان را از پشتجبهه و شهرها به سنگرها و جبهه فرامىخواند كه خودِ رزمندگان را نيز به حمله و پيشروى تشويق و تشجيع مىكند. در قصيدۀ بزرگ استاد شاهرخى، شاعر با شهر خون، خرمشهر عزيز، به سخن مىنشيند: الا شهر خرّم الا شهر خون كه شد از ستم خاك تو لالهگون
شاعر پس از درددلهاى فراوان با ايرانزمين و ستودن دلاوران و خطۀ پاك آن، سرانجام، مژدۀ پيروزى و بشارت رسيدن سپاه امام خمينى (ره) را مىدهد: تو اى مرز فرخنده دلگشاى
و درست در همان زمان كه عمليّات بيتالمقدس با پيروزىهاى خيره كننده نام رزمندگان ايران اسلامى را بر آنتنهاى جهان نشانده بود، آقاى نصرالله مردانى مىسرايد: اى ظفرمندان، ظفرمندانه در سنگر به پيش اى سواران سحر، گردان نامآور به پيش
. . . خفتگان خاك از خواب گران برخاستند
و باز در همين جهت، تكرار رديف «برخيزيد» در شعرى ديگر، مخاطب را در حالتى آمادهباش قرار مىدهد. شاعر به همصدايى ياران خود مؤمنانه ايستاده است و با بانگ ناب امام زمانه، به وعدهگاه حضور مىنگرد و منتظر است چون آذرخش براى فتح زمين و زمانه به روى بال نسيم نشيند و به شوق بوسيدن آستان كربلاى حسين پيش برود: به همصدايى هم مؤمنانه برخيزيد
[١] همان.
[٢] سروش، ش ٢٣٠ اسفند ٦٢، ص ٣٦. (سيد حسن محمودى