عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٣٣ - ٣-٢ هنر دينى و انسان آيينمند
پردههاى نمايشى اينچنين، صحنه به صحنه نور آسمان و تجلّى الهى را در زندگى زمينى بشر به نمايش مىگذارد و اگر بشر دستكم در تاريخ معاصر به شكلى صميمى و جدّى به دنبال دست يافتن به اجتماعى اينگونه با انسانهايى آيينى بوده است، بدون شك در جغرافياى محدودى از خاك ايران-كه جبهۀ جنگ را تشكيل مىداد و در آن انسانهايى به نام رزمندگان اسلام در برابر كفر و شرك و ستم جهانى، در خانوادهاى واحد با سرپرستى و هدايت يك قدّيس به مقاومت پرداختند-بوده است. جالب است اگر دقت داشته باشيم كه لفظ «هنر» در ادبيات كهنسال ما و در فرهنگ ديرين ايران اسلامى معنايى عميقتر نيز دارد؛ چه آنجا كه فردوسى بزرگ در مقدّمۀ شاهنامهاش مىگويد: چو دانا توانا بُد و دادگر از ايرا نكرد ايچ پنهان هنر [١]
و چه آنجا كه نظامى بزرگ به پسرش نصيحت مىكند: غافل منشين نه وقت بازى است
و فراوان موارد ديگر بر آن بودهاند كه انسان اگر با دانايى، توانايى، توجه و دقت، و تلاش و همتى جانكاه، با شكستن حيدرانۀ سرها بتواند انسان باشد، روى پاى خود بايستد، فرزند بىتكيهگاه خصلتهاى خويشتن باشد، قوههاى خود را به فعل برساند، كار را مردانه به پايان ببرد، مسؤوليت بودن خويشتن را سختكوشانه به انجام برساند، شيوۀ صحيح پيروز شدن بر مشكلات و انجام
[١] . شاهنامه، بيت ٥٨.
[٢] . ديوان كامل نظامى گنجوى، ليلى و مجنون، ص ٣٧٥.