عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٩٨ - ٢ نمايش و دفاع مقدّس
مش غلامعلى به بسيج مراجعه مىكرد، او را ثبتنام نمىكردند. مىگفتند سن و سال شما زياد است و خوب نيست به جبهه برويد. او پاسخ مىداد من نمىخواهم بروم بجنگم؛ من مىخواهم پيشانىبند ببندم و چايى بدهم. اين نمايش روى اين محور تكيه مىكرد كه مهم نيست انسان در جبهه چهكاره است و چه مىكند، مهم اين است كه همه براى يك هدف واحد دور هم جمع شويم، دست به دست هم بدهيم و از خاك ميهن دفاع كنيم. [١]
سخن آخر اين كه بايد به ياد داشته باشيم همچنان كه هنرمندان با نمايشها، كمدىها و تراژدىهاى خود در خدمت رزمندگان و ساختن و پرداختن روحيههاى آنها بودند، از زندگى و صفا و نيتهاى خالص و شهامت و شجاعتهاى آنها نيز درس مىگرفتند و ساخته مىشدند؛ همانگونه كه زندگى واقعى مشهدى غلامعلىها الهامبخش آفرينش داستانها و نمايشها واقع مىشد.
اين مختصر بهخوبى نشان مىدهد كه بين هنرمندان متعهّد ما و دفاع مقدّس يك رابطۀ مستقيم متقابل برقرار شده بود و همچنان كه دفاع مقدّس با همۀ زيبايىها و صفا و شكوهش در خدمت ساختن و تكوين ابعاد روحى هنرمندان و خلاقيّت آنان بود، آنان نيز با خلوص هنرمندانه و عاشقانۀ خود، پابهپاى رزمندگان در بارور ساختن اين دفاع زحمت مىكشيدند و شكوفه مىدادند.
[١] . مصاحبه با نگارنده.