عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٣١ - ٢-٣ سينماى مستند
آقاى حميدنژاد سعى مىكند از اين سطح خبرى فراتر برود. وى با تأمّل و نگرشى عميق بر آن مىشود تا مسائل و روابط انسانى حاكم بر رزمندگان را به تصوير بكشد. در واقع، آنچه براى او و گروهش اهميت پيدا مىكند، اين است كه روابط رزمندگان را بشناسند، به اين معنا كه آنها در آن شرايط دشوار، بر ارتفاعات پوشيده از برف و سرما چگونه زندگى مىكنند، چگونه به هم كمك مىكنند، انگيزه و هدفشان از كمك كردن به هم چيست و آن ارتفاعات را چگونه حفظ مىكنند. وى مىگويد:
تنها، مطالعۀ روابط انسانى، يك مجموعه و يا يك اثر هنرى را نمىسازد، يكى از ابعاد كار همين است، [امّا]ابعاد ديگرى هم وجود دارد؛ نگاهى كه موقع تصويربردارى داريم، چهرهاى را كه انتخاب مىكنيم، سنگرى كه دوربين آن را نشان مىدهد، زاويههايى كه انتخاب مىشوند و. . . ، همه، دست به دست هم مىدهند و اثر هنرى را شكل مىبخشند.
به دنبال اين حساسيّتهاى تازه، او صحنههاى بديعى را به تصوير مىكشد. چگونگى رساندن آذوقه براى رزمندگانى كه در شرايط سخت، در بلندىهاى فرورفته در برف و سرما زندگى مىكنند، كنجكاوى هر بينندهاى را جلب مىكند:
سكانسى (فصلى) است كه در آن رزمندهها مىآيند و به دنبال آذوقههايى كه براى ايشان پياده كردهاند، مىگردند؛ آذوقهها زير برف مدفون شدهاند و هيچچيز ديده نمىشود. آذوقهها در آن شرايط سخت براى ادامۀ مقاومت، براى زنده ماندن و. . . نقش مهمّى دارند. رزمندهها با دست و پا برفها را كنار مىزنند و جستوجو مىكنند. بعد از مدتى كاوش در ميان برف و يخ، پيتهاى نفت پيدا مىشوند، لاشۀ يخزدۀ گوشت گوسفند بيرون مىآيد،