عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٣٤ - ٣-٢ هنر دينى و انسان آيينمند
دادن كار را بداند، هنر ورزيده است! هنر بدينمعنا از زندگى و حيات جدا نيست. هنر در اين معنا هنر نشستن در گوشهاى و رنگهايى را بر صفحۀ بوم چيدن نيست، هنر تركيب اصوات نيست، هنر چيدن هدفدار ماجراها و كشمكشها نيست، بلكه در متن زندگى است، و بدين معنا، آرمان يك گروه و اجتماع مذهبى اين است كه اعضايش تكتك بتوانند هنر بكنند و آيينمند زندگى كنند. هنر انسانها و اعضاى چنين اجتماعى، عالىترين هنر است؛ هنر قدّيس شدن!
اگر نقاش رنگهايش را ذرهبهذره و لحظهبهلحظه با حوصلهاى شگرف و با عشقى جوشان مرتّب مىچيند تا اثر خود را به كمال برساند، اگر موسيقىدان صداها و نتهايش را در شورى عاشقانه هماهنگ مىكند تا قطعهاى در اوج شور و حيات بسازد، و اگر پيكرتراش با شكيبايى و همتى عالى از سنگى تيره و كدر پيكرهاى زيبا و قابل تحسين بيرون مىكشد، هنرمند اين اجتماع روح خود را لحظهبهلحظه در جهادى مقدّس، در ستيز با خويشتن و جهان، از كدورت و تيرگىها مىشويد و آن را با همتى والا همرنگ و همسو و همسليقه و همشكل با آن امر عظيم مقدّس قرار مىدهد؛ آنگونه كه تمام اعمال و رفتارش از خدا سرچشمه مىگيرد و با اشارت به خدا از خدا حكايت مىكند.
نگاه منصفانه به جهان معاصر تنها يك اجتماع و گروه را كه همگى در اتحادى يكدست دغدغۀ چنين هنرى را داشته باشد، به تاريخ بشرى معرّفى مىكند و آن خانوادۀ بزرگ رزمندگان دفاع ايران اسلامى در جغرافيايى به نام جبهه بود. امام خمينى (ره) در آذرماه ٥٩ در جمع گروهى از پاسداران انقلاب اسلامى مىفرمايد: