عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٢٢ - ٢-٣ سينماى مستند
به طور عادى. او ناچار است تمام راه را يا از پهلو قدم بردارد يا عقب عقب برود و گاه دور بعضىها بچرخد. اين تراولينگ در طول يك شات (نما) ، بيشتر از پنج دقيقه طول مىكشد و در طول آن شهيد عزيزى رؤياى شب گذشتۀ خويش را تعريف مىكند. رزمآور ديگرى كه بعدها به شهادت رسيد، روايتى در بارۀ ولايت فقيه مىخواند. دوستان به يكديگر برمىخورند، مصافحه و روبوسى مىكنند و تانكهاى مشتعل در اطراف جاده را به يكديگر نشان مىدهند و. . . بالاخره دوربين همراه با ديگران توقف مىكند. اين نماى بسيار زيبا را فيلمبردار در حالى فيلمبردارى كرده كه خود او با تمام قلب، به آنچه در اطراف او مىگذرد، پيوسته است و دوربين نيز چون عضوى از اعضاى بدنش-[بدون اين كه مانع باشد]- با او در وقايع پيرامونش محو گشته است. [١]
آقاى همايونفر، مدير وقت برنامۀ مستند روايت فتح، به نكتۀ جالبى اشاره مىكند:
كارشناسان غربى پس از مطالعات گسترده به اين نتيجه رسيدهاند كه براى دستيابى به اهداف مورد نظر بايد به مستند رو آورند؛ فيلمهاى داستانى و مجموعهها نمىتوانند همۀ مشكلات آنها را حل كنند، زيرا تماشاگر هميشه اين را پيش رو دارد كه خيالپردازى است، در حالى كه در آثار مستند كه استناد بر واقعيّت دارد، چنين نيست. . . . [٢]
و درست از همين منظر، فيلمهاى مستند تلويزيون-چه به شكل گزارشهاى خبرى محض و چه به شكل مستندهايى كه هنرمندانه پرداخته شده بودند-با جلب اعتماد بيننده، از حقيقت جبهه براى آنان سخن مىگفتند. بيننده با
[١] . فارابى، دورۀ هفتم، ش اوّل، بهار ٧٥، ص ٥٧.
[٢] . همان، ص ٦٢.