عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٢٦ - ٢-٣ سينماى مستند
آمده بود تا به عنوان رانندۀ داوطلب به جبهه اعزام شود. فيلم به رانندگان در خط و در جزيرۀ مجنون مربوط مىشد. او بعد از ثبتنام گفته بود. . . من اين فيلم را ديشب ديدهام و احساس مىكنم وظيفهام است و اگر براى ثبتنام نيايم، انسان نيستم. اين كه بالاخره اعزامش كردند يا نه، نمىدانم، ولى همين جريان تمام خستگى كار را از تنم درآورد. [١]
خاطرهاى از آقاى محمد اسفنديارى، فيلمبردار گروه جنگ شبكۀ اوّل سيما، زحمات و ازجانگذشتگى هنرمندان سينماگر را در به تصوير كشيدن صحنههايى از دفاع مقدّس بهخوبى نشان مىدهد:
گروه فيلمبردارى ما با برادران بسيجى راهى سهراه شهادت بوديم كه دشمن ما را زير گلولههاى سنگين توپ گرفت. گلولهباران سختى بود؛ طورى كه همۀ بسيجىهايى كه همراه ما بودند، زخمى شدند و فقط ما بچّههاى گروه فيلمبردارى از جايمان بلند شديم، عجيب بود واقعاً. براى اين كه از كار فيلمبردارى نيفتيم، به سوى يك كانال رفتيم كه ماشينمان پنچر شد. يكى از بچّههاى گروه، على شاهسون، خودش را جلوتر به تانكهاى خودى رساند تا به آنها بگويد هواى ما را در داخل كانال داشته باشند كه ناگهان گلولۀ توپى كنارش فرود آمد و از يكى از گوشهايش خون بيرون زد. موج انفجار على را مجروح كرده بود. وقتى به ما رسيد، گفت بچّهها من مىروم خودم را به بيمارستانى برسانم. . . . ما در كانال مانديم و در آن گلولهباران به فيلمبردارى مشغول شديم. [٢]
آقاى حسين حكمتجو، از كارگردانهاى فيلمهاى مستند جنگ شبكۀ اوّل، فيلمهاى «پيش به سوى كربلا» ، «تا كربلا گامى ديگر» ، «لبيك يا امام» ،
[١] . همان.
[٢] . همان، ص ٥٠.