عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٨٩ - ١ نگاهى به عناصر نمايش
از انديشهها و ايماژها را در ناخودآگاه و ذهن بيننده جارى مىكند. يك پرچم با شمايل يك دست يا زين واژگون يك اسب مىتواند تخيّل بيننده را با توجه به سوابق ذهنى او، در ماجراهاى تاريخى عقيده و ايمانش سير دهد. يك نخل سوخته با چند جعبۀ خالى مهمّات و تفنگى كه از ميخى بر ديوار آويزان است، مىتواند آرزوهاى سوخته، نيروهاى شهيدشده، قامتهاى به شعله كشيده شده و حسرت غرش دوبارۀ گلوى تفنگ و. . . را در مخيّلۀ بيننده زنده كند.
يكى ديگر از عناصر مهمّ نمايش، مكالمه و گفتوگو است:
در مورد خاستگاه تئاتر، نظريه بسيار است، امّا معتبرترين آنها نظريۀ آيينى است. در اين نظريه، تئاتر به مثابۀ وسيلهاى ارتباطى ميان عالم ماوراءالطبيعه و زندگى خاكى به شمار مىرود. عناصر به كار گرفته شده در اين آيينها، به شهادت كتب تاريخى و شواهدى از قبائل دستنخوردۀ آفريقايى، عبارت است از: موسيقى، رقص، صورتك، لباس، صحنه، گفتار، اجراكنندگان و تماشاگران. به اين ترتيب، مىتوانيم ريشههاى ديالوگ را در نوعى گفتوگو با نيروهاى غيبى بيابيم، يا چنان كه هراكليوس مىگويد، همسخن شدن با حقيقت جهان يا لوگوس. [١]
بديهى است نمايش در تلاقى انسان و معنا قرار مىگيرد، و مكالمه يكى از عناصر مهم اين تلاقى است. در نمايش، واژگان و گفتوگو هشتاد درصد از بار انتقال معنا و ماجراها را بر دوش دارد. يكى از مهارتهاى اصلى يك نمايشنامهنويس، ديالوگنويسى و جاى دادن زيربافتها و اطلاعات پنهان در پس گفتار مىباشد. ديدرو مىگويد:
مردم به هواى ديدن دانههاى اشك به تئاتر نمىآيند، بلكه به قصد شنيدن سخنانى مىآيند كه اشكها را سرازير كند. [٢]
[١] . صحنه، ش اوّل، ص ٦٣.
[٢] . همان، ص ٦٥.