عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٤٣ - ٢ داستان دفاع مقدّس از نظر نويسندگان
مىكند بينش و ديدگاهى انسانى و اسلامى را محور قرار دهد. البته در ابتدا عدهاى تحت تأثير حال و هواى اوّل جنگ قرار گرفتند و قصههايى سرشار از شعر نوشتند، اما بهتدريج اين حالتها سپرى شد و قصههايى كه جنبههاى هنرى آنها برترى داشت، نوشته شد. [١]
آقاى جواد محقّق، شاعر و نويسندۀ معاصر، در مصاحبهاى در پاسخ به اين سؤال كه آيا رمانهاى موجود كه عمدتاً به مسائل جنگ و انقلاب هم پرداختهاند، توانستهاند به شكل هنرى، رشادتها و جانبازىهاى ملت ما را به نمايش بگذارند، مىگويد:
اجازه بدهيد خيالتان را راحت كنم و بگويم نه! . . . فرض كنيم كه نتوانسته باشند، اما اين چه چيزى را ثابت مىكند يا چه راهى را پيش پاى ما مىگذارد؟ آيا اين فرض كه ادبيات داستانى ما نتوانسته است عظمت انقلاب و چگونگى مقاومت دليرانۀ فرزندان شجاع اين ملت را-چنانكه بود-به نمايش بگذارد، به اين معنا است كه ما نبايد مىنوشتيم يا بعد از اين نبايد بنويسيم؟ مسلماً ضعف تصويرى و رسانگى ادبيات انقلاب، معنايش لزوم سكون و كتمان حق نيست؛ بچّههاى انقلاب در حد توانشان به وظيفۀ خود عمل كردهاند، اما انقلاب و حماسۀ هشت سال دفاع مقدّس آنچنان عظيم است كه بهراحتى در اين آينههاى كوچك به نمايش درنمىآيد. [٢]
سرانجام، با نقل سخنانى از آقاى فيروز زنوزى جلالى كه خود از نويسندگان پركار ادبيات انقلاب اسلامى و دفاع مقدّس مىباشد، مطلب را به پايان مىبريم. وى در پاسخ به سؤال مورد نظر ما مىگويد:
خود جنگ در ابتدا آنچنان داراى شور و حال بود كه ادبيات وقتى مىخواست
[١] . همان، ص ٤١.
[٢] . روزنامۀ انتخاب، ش ٢١٩، ص ٥.