عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٤٠ - ١ ويژگىهاى مهمّ داستان
هنرىِ اثر، هردو، محصول لحظههايى گذرا و سريع هستند. خلق يك اثر داستانى ممكن است هفتهها، ماهها و گاه سالها به طول انجامد، و از يك سو از آنجا كه بيشترِ صاحبان تكنيك و قلم متأسفانه خود را بافتهاى جدا از مردم و ملت خودشان مىدانستند و همراهى با فرزندان رزمندۀ اين ملت غيور را در شأن رسالتهاى هنرمندانۀ خود نمىدانستند، حضور اين پديدۀ عظيم-كه كوهستان سركشى از احساسات، هيجانات، ماجراها و تجربههاى عاطفى انسانى در فرهنگ ملت ما بود-در آثار قلمى و داستانى آنها ديده نشد، و از سوى ديگر تا نويسندهها و هنرمندان جوان مردم انقلابى و مسلمان ما آمدند اين هنر را بشناسند و قلمهاى ورزيدهاى در ارائۀ اين نوع و قالب هنرى بيابند، جنگ به پايان خود نزديك مىشد.
البته اين بدان معنا نيست كه قصه و داستاننويسى هيچ خدمتى به جنگ و دفاع مقدس نداشته است و يا بين اين دو تعامل متقابلى نبود، بلكه قصه نيز - همچنان كه شواهد موجود نشان مىدهد-مانند ديگر شاخههاى هنرى در خدمت اهداف دفاع مقدس مردم ما بوده است و فراتر از آن، جنگ و دفاع خود خدمات شايان توجه و فراوانى در ساخته شدن هنرمندان تواناى قصهنويس در كشور ما داشته است. قصههاى فراوانى در آن روزها، در روزنامهها، مجلات و فصلنامهها و كتابهايى به چاپ رسيدهاند كه دستكم در سطح پيام و خبر رسانى مبنى بر اين كه در جبهه چه مىگذرد، تأثير خود را گذاشتهاند و خدمات مقطعى خود را انجام دادهاند.
نگارنده درصدد انكار اين مطلب نيست، امّا سخنم اين است كه درست به همان دليل كه دوران جنگ مقطع گذرايى بود كه به احساس، هيجان و شعار بيشتر نياز بود، شعر بهتر مىتوانست وارد اين حيطه شود. شعار در شعر بهراحتى لو نمىرود و درخششى كه شعر در اين برهه دارد، قصه ندارد، چرا كه