ماهنامه موعود
(١)
شماره نه
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
معنى فراموش شده زندگى
٢ ص
(٤)
حجّت موجّه ما- قسمت دوم
٤ ص
(٥)
صبح ترين خواب يوسفان
٨ ص
(٦)
ميزگرد فرهنگى- قسمت دوم
١٠ ص
(٧)
تا به كى مهجورى؟
١٦ ص
(٨)
حوزه علميه سامرا در عصر امام حسن عسكرى (ع)
٢٢ ص
(٩)
تكليف عاشقان
٢٥ ص
(١٠)
در غرفه موعود
٢٦ ص
(١١)
نظرات بازديدكنندگان از جشنواره مطبوعات
٢٦ ص
(١٢)
سفر غيبى
٢٩ ص
(١٣)
ياران قائم- قسمت اول
٣٢ ص
(١٤)
1 خصال و ويژگيهاى ياران قائم
٣٢ ص
(١٥)
الف- خصال روحى
٣٢ ص
(١٦)
ب- ويژگيهاى جسمانى
٣٣ ص
(١٧)
2 تعداد ياران
٣٤ ص
(١٨)
اشعار
٣٦ ص
(١٩)
زينب اى جارى تر از آئينه ها
٣٦ ص
(٢٠)
خورشيد را براى ظهور آفريده اند
٣٧ ص
(٢١)
نسبت ما و مهدى، عليه السلام، در عصر حاضر اسلام ناب- قسمت چهارم
٣٨ ص
(٢٢)
اگر ابو ابراهيم نبود
٤٤ ص
(٢٣)
اجتهاد در عصر توسعه
٤٦ ص
(٢٤)
منابع اجتهاد
٤٦ ص
(٢٥)
تكثرگرايى در فقه
٤٨ ص
(٢٦)
سخن آخر
٤٩ ص
(٢٧)
ميعادگاه منتظران پرسش شما پاسخ موعود
٥٠ ص
(٢٨)
گزارشى از مراسم نيمه شعبان در پاكستان شب برات
٥٢ ص
(٢٩)
گفتگو درباره امام مهدى، عليه السلام- قسمت ششم
٥٥ ص
(٣٠)
نگرشى بر آيه تطهير- قسمت اوّل
٦٠ ص
(٣١)
اهل بيت در قرآن
٦١ ص
(٣٢)
اهل بيت در احاديث
٦٢ ص
(٣٣)
مفاد آيه تطهير
٦٣ ص
(٣٤)
اراده الهى در آيه تطهير، موجب عصمت است
٦٣ ص
(٣٥)
عصمت در ديدگاه مفسّران شيعه
٦٤ ص
(٣٦)
عصمت يك نوع علم است
٦٤ ص
(٣٧)
عصمت يك نوع علم و شعور غالب است
٦٤ ص
(٣٨)
مراد اصلى از عترت، على، عليه السلام، است
٦٥ ص
(٣٩)
اختصاص آيه تطهير به پنج تن
٦٥ ص
(٤٠)
رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت
٦٦ ص
(٤١)
معرفى كتاب
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - گفتگو درباره امام مهدى، عليه السلام- قسمت ششم

عددهاى مساوى تقسيم كنيم از نظر منطق و عقل، امكان ندارد زيرا عقل قبل از هر چيز و بدون اينكه تجربه‌اى كرده باشد مى‌داند كه عدد ٥، فرد است و جفت نيست تا بشود آن را به تساوى تقسيم كرد و تقسيم آن به تساوى معنايش اين است كه عدد زوج باشد؛ پس عدد سه در يك زمان هم زوج است و هم فرد و اين تناقص است و تناقص از نظر منطق محال است. ولى اينكه انسان وارد آتش شود و نسوزد يا به كره خورشيد رود ولى خورشيد با حرارتش او را نسوزاند از نظر منطقى محال نيست زيرا هيچ تناقصى از اين جهت پيش نمى‌آيد كه فرض شود گرما از جسمى كه حرارت بيشترى دارد به جسمى كه حرارت كمترى دارد، نفوذ نكند البته اين مسأله مخالف تجربه گذشته ما است كه ثابت كرده گرما از جسمى كه حرارت بيشترى دارد به جسمى كه حرارت كمترى دارد نفوذ مى‌كند تا مرحله‌اى كه هر دو جسم به حرارت مساوى برسند.

از توضيح معنى سه‌گانه امكان، فهميديم كه امكان منطقى دايره‌اش از امكان علمى بيشتر است و امكان علمى دايره‌اش از امكان عملى بيشتر است.

برمى‌گرديم به اصل مطلب:

شكى نيست كه رسيدن عمر انسان به هزاران سال از نظر منطق و فلسفه ممكن است زيرا اين مسأله از نظر عقل مجرد، محال نيست و اين نوع پيشفرضها موجب هيچ تناقضى نيست، زيرا مفهوم حيات مرگ زودرس را در بر ندارد و اين كاملًا روشن است.

همچنين شكى نيست كه اين عمر طولانى فعلًا امكان عملى ندارد؛ آنگونه كه براى فرو رفتن به عمق درياها و صعود به كره ماه، امكان عملى هست. زيرا، علم با وسايل و ابزارهاى موجود كه حاصل تجربه معاصر بشر است، توانايى رساندن عمر انسان به صدها سال را ندارد و مى‌بينيم مردمى كه بيشترين حرص را براى زنده ماندن دارند با آن همه امكانات علمى كه در اختيار دارند بيش از مقدار معمول زندگى نمى‌كنند!

امّا امكان علمى: از نظر دانش امروز مشكلى از جهت نظرى در اين زمينه وجود ندارد.[١] اين موضوع در حقيقت بستگى دارد به نوع تفسيرى كه علم فيزيولوژى از پديده پيرى دارد. آيا پديده پيرى از يك قانون طبيعى سرچشمه مى‌گيرد، قانونى كه بر بافت و سلولهاى انسان، حاكم است و پس از رسيدن به رشد كامل بتدريج سلولها سخت شده و توانايى كارى‌اش كم مى‌گردد و در نهايت از فعاليت باز مى‌ماند؟ آيا بدنى هم كه از هرگونه تأثير خارجى مصون بوده محكوم به فنا است؟ يا اينكه اين فرسودگى و ناتوانى بافتها و سلولها در كارايى فيزيولوژى، نتيجه نبرد با عوامل خارجى مانند ميكروبها و يا مسموميت است كه از راه پرخورى يا كار سنگين يا ديگر عوامل، به وجود مى‌آيد؟

اين پرسشى است كه امروزه علم از خود مى‌كند و تلاش دارد براى آن پاسخى بيابد. البته جوابهاى علمى زيادى هم تاكنون به آن داده شده‌