ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - ميعادگاه منتظران پرسش شما پاسخ موعود
ميعادگاه منتظران پرسش شما پاسخ موعود
اگر چنانكه ترس از كشته شدن توسط عوامل حكومت عباسى در همان آغاز امامت حضرت مهدى، عليهالسلام، باعث غيبت ايشان گشته باشد، دو اشكال پيش مىآيد:
يكى اينكه همين خوف براى نائبان آن حضرت هم وجود داشت و بايد موجب غيبت آنان نيز مىشد.
ديگر اينكه بعدها كه حكومت عباسيان منقرض شد و حتى در بعضى دوران، شيعيان به حكومت رسيدند، ديگر جايى براى چنين خوفى باقى نماند؛ خصوصاً در عصر حاضر كه حكومت جمهورى اسلامى ايران به قدرت رسيده است.
آقاى سعيد قانعى- يزد
پاسخ:
قبل از پرداختن به جواب دو سؤال اين برادر عزيز، ذكر اين دو نكته ضرورى است:
١. هيچكس نمىتواند ادّعا كند كه ترس از كشته شدن تنها عامل غيبت امام زمان، عليهالسلام، است بگونهاى كه اگر فرضاً اين ترس از بين رفت، ديگر عاملى براى غيبت باقى نماند.
بر اساس روايات مختلفه اصلىترين عامل غيبت همان اراده حكيمانه الهى است كه مىتواند اسباب و عللى گوناگون داشته باشد و بر همگان نيز مخفى بماند.
گذشته از آنكه جريان سنّت هميشگى الهى، آزمايش همه جانبه مردم، ابتلاى مؤمنين، عدم آمادگى عمومى براى پذيرش حكومت جهانى توحيد و ... نيز به عنوان برخى از حكمتهاى ديگر غيبت در روايات ذكر شدهاند.
٢. چنانكه در همان شماره موعود آمده است، اين ترس از كشته شدن هرگز به معناى ترس از مرگ و خوف از كشته شدن شخص امام زمان، عليهالسلام، نيست، بلكه كنايه از كشته شدن پيام و منقطع شدن نعمت اسلام و بى نتيجه ماندن تعاليم و خالى ماندن زمين براى نائبان آن عالى مقام نيز است، اما چون ساير عوامل در مورد آنان تحقق نداشته، جايى براى بحث از لزوم غيبت آنان پيش نمىآيد.
با عنايت به نكته دوم نيز مىتوان گفت: تنها كشته شدن امام زمان، عليهالسلام، است كه چنان پيامدها و آثارى دارد و خوف از آن، حكمتى براى غيبت به شمار مىآيد. روشن است كه هيچ كدام از آن حكمتها بر كشته شدن هيچ نائبى مترتّب نبوده و از اين رو لزومى براى غيبت او ايجاد نمىكرده است.
از طرف ديگر با يك بررسى كوتاه نسبت به مبارزات حق و باطل در طول تاريخ مىتوان به اين نتيجه رسيد كه همواره سردمداران كفر وستم، پيشوايان و رهبران اصلى را مورد هدف قرار دادهاند تا ريشه مقاومتهاى حق طلبانه و عدالت خواهانه عليه خويش را بخشكانند.
در زمان هر يك از پيامبران و امامان، عليهمالسلام، همواره كسانى از اطرافيان و برگزيدگان آنان در ميان مردم مىزيستهاند، اما دشمنان هميشه به قتل خود آن بزرگواران انديشيدهاند و كشتن هيچكس ديگر را اهداف اصلى خود قرار نمىدادهاند.
پس آنچه در غيبت امام زمان، عليهالسلام، نيز به عنوان يكى از علل غيبت آن حضرت مؤثّر، است، همان عقيم گذاشتن توطئه دشمنان در نابودى آن بزرگوار است. بنابراين يا بايد بپذيريم كه عباسيان انگيزهاى قطعى براى كشتن اين نوّاب نداشتهاند، يا اگر داشتهاند آن را در حصول هدف خود كه نابودى شخصيت و اهداف امام زمان، عليهالسلام، بوده است، كم تأثير مىديدهاند. به هر تقدير ترس از كشته شدن امام زمان، عليهالسلام، را نمىتوان با ترس از كشته شدن نوّاب مقايسه كرد و آن را عامل غيبت آنان نيز به شمار آورد.
در اين زمينه سخن يكى از علماى سرشناس معاصر با حسين بن روح نوبختى- سومين نائب خاصّ امام زمان، عليهالسلام،- قابل توجه و دقت است. او در ذكر خصوصيات اين نائب بزرگوار مىگويد:
اگر دشمنان او را ريز ريز كنند، او امام زمان، عليهالسلام، را به آنان نشان نخواهد داد.[١]
چهار نكته از اين فرمايش كوتاه استفاده مىشود.
١. حسين بن روح به عنوان