ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - امام و شب قدر
مىكوشند. دلايل اين امر عبارتند از:
١. وجود صيغه مضارع كه بر نزول و فرو فرستادن مستمر و مكرّر، در هر ماه رمضان دلالت مىكند.
٢. كلام خداى متعال كه:
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
و نفرموده كه آن از هزار ماه «بهتر بود» بلكه مىفرمايد: «بهتر است».
٣. كلام خداى متعال كه:
در آن شب فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر كارى [كه مقدّر شده است] فرود آيند.
نزول قرآن را با صيغه ماضى بيان نفرموده كه فقط بر يك بار نزول دلالت كند، بلكه از فرود آمدن ملائكه با صيغه مضارع تعبير كرده كه دلالت بر نزول مستمرّ آن دارد.
٤. وجود رواياتى كه بر بقا و استمرار شب قدر دلالت دارند. از جمله روايت ابوذر كه مىگويد: به پيامبر خدا (ص) عرضه داشتم: اى رسول خدا، آيا شب قدر مخصوص زمان پيامبران است كه [كتب آسمانى] در آن شب نازل مىشوند و پس از آنكه ايشان از دنيا رفتند، برداشته مىشود؟
آن حضرت (ص) فرمودند: خير، بلكه آن تا روز قيامت وجود دارد».[١]
امام صادق (ع) مىفرمايند: «چنانچه شب قدر برداشته شود، قرآن برداشته مىشود».[٢]
ثانياً، مىدانيم كه ملائكه امر خداوند را به همراه خود فرود مىآورند، حال سؤال اين است كه ملائكه بر چه كسى فرود مىآيند؟
آيا فرود مىآيند، اما نه بر فرد؟ يا آنكه بر پادشاهان و سلاطين، يا بر ساير مردم؟
بنابراين ملائكه بر قلب انسان- نه فقط بر زمين- فرود مىآيند. در اينجا همچنين سؤال مىكنيم: آن كدام قلب است كه اوامر خداوند را كه به وسيله ملائكه و روح فرود آمده پذيرا مىشود؟
پاسخ: ملائكه و روح، امر الهى را بر قلب ولىالله و حجت او در زمين فرود مىآورند، زيرا تنها آن قلب شايستگى و توانايى نزول اوامر الهى را داراست. اين ولايت در عصر رسول خدا (ص) در آن حضرت متجلّى بود و همه مسلمانان متّفقاند كه آن حضرت (ص) محور ليلة القدر در زمان حيات خود بودند.
حال كه اين مطلب پذيرفته شد، به دومين نتيجه مىرسيم كه:
استمرار شب قدر در هر سال، و استمرار نزول همه امور به وسيله ملائكه، بعد از رحلت رسول خدا (ص)، وجود جانشين و خليفه آن حضرت (ص) را، به منظور ايفاى همان نقش در شب قدر، اثبات مىنمايد. از همينرو از اميرمؤمنان حضرت على (ع) روايت شده كه به ابن عباس فرمودند:
به حقيقت، شب قدر در هر سال وجود ارد، در آن شب امر همه سال نازل مىشود، و آن امر، بعد از رسول خدا (ص) صاحبانى دارد.
ابن عباس عرض كرد: آنان كيستند؟ امام (ع) فرمودند:
من و يازده [فرزند] از صلبام.[٣]
و حضرت امام باقر (ع) مىفرمايند:
هر كس به شب قدر، بر خلاف نظر و رأى ما ايمان داشته باشد، صادق نيست جز آنكه بگويد آن (شب قدر) از آن ما (اهل بيت (ع)) است، و هر كس چنين نگويد به حقيقت تكذيب كننده است. خداى عزّ و جلّ بزرگتر از آن است كه امر را به همراه روح و ملائكه بر كافر فاسق نازل نمايد، پس اگر بگويد كه، او آن را بر خليفهاى [غير از ما] نازل مىكند، اين سخن باطل است و اگر بگويند كه آن را بر هيچ كس نازل نمىكند، ممكن نيست كه چيزى نازل شده اما بر هيچ چيز فرود نيايد. و اگر بگويند- كه خواهند گفت- [اساساً] نازل شدنى واقع نشده، در گمراهى عميق و آشكارى فرو رفتهاند.[٤]
امير مؤمنان (ع) در بيانى بلند، پس از ذكر حجج الهى، در پاسخ به سؤال كنندهاى كه پرسيد:
اين حجّتها كيستند؟، فرمودند: آنان عبارتند از: رسول خدا (ص) و جانشينان برگزيده آن حضرت (ص)؛ با كسانى كه خداوند ايشان را همراه و قرين خود و رسولش ساخت و بندگان را به طاعتشان فرا خواند، چنانكه از آنان بر خويش پيمان گرفت. ايشان صاحبان امر و كسانى هستند كه خداوند دربارهشان فرمود: «أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛[٥] [اى كسانى كه ايمان آوردهايد] خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را نيز اطاعت كنيد».
و فرمود: «وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ[٦]؛ [و چون خبرى حاكى از ايمنى يا وحشت به آنان برسد] و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند، قطعاً از ميان آنان كسانىاند كه [مىتوانند درست و نادرست] آن را دريابند».
شخص سؤال كننده عرض كرد: آن امر چيست؟ امام (ع) فرمودند: همان كه ملائكه در شبى كه همه امور (خداوند) حكيم، از قبيل: روزى، طول عمر، اعمال، زندگانى، مرگ، علم غيب آسمانها و زمين، و معجزاتى كه جز براى خداوند، برگزيدگان و فرستادگان او در بين آفريدگانش امكانپذير نيست، فرو مىفرستند. آنان روى خدايند؛ كه فرمود: «فَأَيْنَماتُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ؛[٧] پس به هر سو رو كنيد آنجا روى خداست. (از جمله) [آنان بقيتالله]، يعنى حضرت مهدى (ع) است كه هنگام پايان [روزگار] اين [دنيا] مىآيد و زمين را از قسط و عدل لبريز مىنمايد، همان طور كه از ظلم و ستم مملو شده باشد. و از نشانههاى او غيبت و كتمان در وقت فراگير شدن طغيان و فرا رسيدن انتقام است.
و اگر مورد خطاب اين امر در كلام خداوند، منحصراً پيامبر (ص)