ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ٢ وضعيت مأمومان در غيبت
مهدويت از ديدگاه آيت الله العظمى بهجت
محسن قنبريان
اشاره:
بىترديد حضرت آيتالله العظمى محمدتقى بهجت كه از مفاخر زنده تشيع است، براى بسيارى شناخته شدهاند. ايشان كه شيخ الفقهاء اين عصرند از بزرگان اهل عرفان عملى نيز به شمار مىآيند. شهادت بزرگان معرفت چون ميرزا على آقاى قاضى، امام خمينى، آيتالله بهاءالدينى و ... بر اين مطلب صحّه نهاده و دهها نقل كرامت عملًا ايشان را بين خاص و عام شهره اين مقامات نموده است. لكن سلوك خاصّ ايشان؛ كم حرفى و فقدان تأليفات موجب شده كه سخنانى از ايشان نقل و گاه به شكل گلچين چاپ شود كه نوعاً فاقد نظمى منطقى و ارائه يك نظام منسجم به خواننده مىباشد.
نبودن چنين تقدير نظاممندى از فرمايشات ايشان منجر شده گاه شايعاتى پيرامون موضوعات مختلفى از جمله مسائل پيرامون مهدويت در بين مردم رواج يابد و پس از مدتى انكار و تكذيب گردد. در اين مقاله به دنبال دستهبندى و ارائه فرمايشات به ظاهر پراكنده معظمٌ له درباره موضوع مهدويت هستيم. علىالقاعده منابع اصلى ما نيز همان كتابهايند لذا نمىتوان ادعا كرد توانسته باشيم به همه ابعاد نظر ايشان درباره اين موضوع مهم دست يافته باشيم. اما اهميت مطلب از يك سو، و اهميت، ارجمندى و وجاهت صاحبِ نظر از سوى ديگر ما را بر آن داشت تا همين اندك را هم دريغ نورزيم و آن را توشه راه نماييم. بدين منظور، مطالب را در چهار بخش مرتبط به هم تقديم مىداريم.
١. وضعيت امام غائب (عج)
آيتالله بهجهت چونان ساير عالمان شيعى، امام را بزرگترين آيت حق، «آينهاى كه تمام عالم را نشان مىدهد»[١]، «ولى نعمتها و مجراى رساندن فيض به ما»[٢] دانسته، درباره امام عصر (ع) مىفرمايند: «اهلبيت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر كدام متوسل شود از ديگرى جواب مىگيرد. البته مصالحى در كار است همچنانكه حضرت رسول (ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ايشان، به حضرت امير (ع) و آن حضرت به امام حسن (ع) تا امام زمان (ع) حواله دادهاند. زيرا مجرى امور در اين زمان آن حضرت است؛[٣] نه فقط به لحاظ ظاهرى بلكه به لحاظ ولايت باطنى نيز «نزديكترين ائمه به ما حضرت حجت (عج) مىباشد».[٤] آيتالله بهجت به رغم اينكه آن حضرت را مالك كره زمين و واسطه همه ارزاق و خيرات به ما دانسته، اما درباره وضعيت ايشان چنين مىگويد:
«چه مصائبى بر امام زمان (عج)- كه مالك همه كره زمين است و تمام امور به دست او انجام مىگيرد- وارد مىشود، و آن حضرت در چه حالى است و ما در چه حالى؟ او در زندان است و خوشى و راحتى ندارد و ما چقدر از اين مطلب غافلايم و توجّهى نداريم.»[٥] همچنين در جايى ديگر از دستبسته بودن امام سخن مىگويد. و مثال او را مثال ناقه صالح مىخوانند. «ما از غمخوار، هادى، حامى و ناصر خود قدردانى و شكرگزارى نمىكنيم و واسطه خير را پى مىكنيم كه: «فعقروها».[٦]
پس به عكس آنچه برخى عوام تصور دارند، امام غائب، فارغ از ما، در نعمت و سرور و در باغى خوش آب و هوا منزل ندارد بلكه در صبرى جانكاه روزگار مىگذراند. حضرت غائب (عج) عجب صبرى دارد با اينكه از تمام آنچه كه ما مىدانيم و نمىدانيم اطلاع دارد و از همه امور و مشكلات و گرفتارىهاى ما باخبر است ...[٧]. خدا عجب صبرى به ولىعصر (ع) داده كه هزار سال است مىبيند بر سر مسلمانان چه بلاهايى مىآيد و چه بلاهايى خود مسلمانان بر سر هم مىآورند، و همه را تحمل مىكند.[٨]
٢. وضعيت مأمومان در غيبت
از نظر آيتالله بهجت، همه شيعيان فرزندان فاطمه (س) اند[٩] اما اين مأمومين امام غائب داراى دو وضعيتاند: وضعيت بالقوه آنها كه همان دارايىها و امكانات آنهاست. در كلمات ايشان دو چيز گنج و كنز عالى است: