ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - قيام موعود بر پرده سينماى هاليوود
چگونگى ظهور حضرت مهدى (عج) را بررسى كرده، راههاى جلوگيرى از آن را جستجو نمايند، اما اين بار خبر فوق برروى بسيارى از خبرگزارىهاى معتبر و سايتهاى اينترنتى نقش بست تا خوشخيالى خيلىها كه اينگونه خبرها را ناشى از همان فرضيه معروف «توهم توطئه» مىپنداشتند، پايان داده و با واقعيتى تكان دهنده مواجه شان گرداند كه به لحظه تصميم بسيار نزديك شده ايم.
اينك در سالگرد ميلاد آن موعود الهى بار ديگر بايستى كارنامه خود را مرور كنيم كه هريك از ما براى فراهم آوردن زمينههاى ظهور حضرت (كه تكليف هر مسلمان شيعه است) چه كارهايى انجام داده است. در حالى كه چنانچه بخشى كوچك از آن را مشاهده كرديم، جبهه رقيب از هيچ كوششى فروگذار نكرده و نمىكند.
اما نويسندگان و هنرمندان مسلمان در جهت شناساندن حضرت مهدى موعود (ع) به نسل امروز چه كردهاند؟ تا چه اندازه ايشان و اهداف و آرمانهايشان را به جوانان معرفى كردهاند؟ مگر نه اين است كه مهمترين وظيفه هر شيعه، شناخت و شناساندن امام زمان خويش است؟ به راستى درباره مهمترين موضوع شيعه، يعنى قيام منجى عالم بشريت، حضرت حجت (عج) و شيوه و رسم و راه درست انتظار حضرت، به چه آثار سينمايى انديشيده شده است؟ درباره شرايط ظهور ايشان و علاماتى كه اين ظهور مبارك و خجسته در مقابل خواهد داشت، روايات و سخنان بسيار از ائمه اطهار (س) و شخصيتهاى بزرگ اسلامى نقل شده است. سينماى ايران تا چه اندازه به اين شورانگيزترين واقعه آينده بشريت، نگاه داشته است؟
اگرچه بسيارى از فيلمسازان ما از منتظران و معتقدان به حضرت به نظر مىآيند ولى معلوم نيست كه چرا براى بيان اعتقادات و باورهاى دينى و مذهبى خويش در آثارشان، مأخوذ به حيا هستند! گو اينكه برخى از آنها هم به اصطلاح مته به خشاش گذاردن نظارتهاى دولتى را مانع اساسى براى طرح مسئله مىدانند و بعضى از همان فيلمسازان، از جهت گرفتار نشدن در پيچ و خمهاى مختلف هم كه شده، از خير فيلمنامههاى درباره حضرت امام زمان (عج) و يا حتى طرح مقولات دينى در فيلمهايشان مىگذرند و به سراغ همان سوژههاى دم دستى خود مىروند كه به قول معروف كمتر حساسيت برانگيز باشد.
اين درحالى است كه يكى از فيلمسازان همان موسسه اونجليستى «پرده اول» به نام «باتالى» كه چهل و يك ساله است توانسته به تازگى در امتحان كشيشى موفق شود. او عادت دارد هر روز سر كار انجيل بخواند. اين عادتى است كه به نظر خيلى از همكارانش كمى عجيب و غيرعادى است.
در عوض باتالى هم از بسيارى آدمهاى هاليوودى متعجب است، چون اغلب آنها گروههاى جوانان كليسايى را نمىشناسند در حالىكه بيش از نيمى از نوجوانها و جوانهاى آمريكايى جزء اين گروهها هستند. او حتى از كليساروها و معتقدان مسيحى هم شاكى است چون فكر مىكند كه آنها هم بايد بتوانند با نقاشى كردن يا نوشتن در خدمت اونجليسم باشند.
او مىگويد: «واقعاً مزخرف است. ما ادعا مىكنيم كه به خدايى بزرگ و فوقالعاده ايمان داريم اما حتى نمىتوانيم درباره اعتقادمان يك صفحه مطلب بنويسيم، يا يك صحنه نقاشى كنيم. چرا ما مسيحىها نبايد فيلمى مثل تكگويىهاى زنانگى ايوانسلر داشته باشيم.» تصميم جديد او اين است كه در نسخه اوليه فيلمنامهاش، آنقدر شخصيتهاى مسيحى بانمك، سه بعدى و جذاب بگنجاند كه نظر همه را جلب كند.
اين تصويرى ولو ناقص و اجمالى است از آنچه كه در غرب معتقد به اونجليسم مىگذرد.
مىتوان از اين مجمل، حديث مفصل خواند و به دنبالش به مسئوليت شيعه بودن خود فكر كنيم. و به نظر مىرسد بيش از همه بايستى به قيام حضرت مهدى موعود (عج) پرداخت. بايستى شرايط آن قيام و نشانههاى ظهور و شخصيت اين منجى عالم بشريت را با زبان سينما و بر پرده عريض هنر هفتم، به دنيا شناساند تا بسيارى از آزادىخواهان و فرهيختگان دنيا كه هنوز با حضرت حجت (عج) و قيام و آرمانهاى ايشان آشنايى ندارند نسبت به وجود مبارك اين موعود تاريخ بشر آگاه شوند، تا شايد- انشاالله- در ظهور آن حضرت تعجيل شود. ممكن است در اين راه آثار و فيلمهاى ناقصى هم ساخته شود كه قطعاً نتواند و نمىتواند ابعاد گسترده شخصيتى و ظهور حضرت حجت (ع) را بيان نمايد ولى بايستى ساخته شود، در تعداد زياد و كميت بالا و البته با ساختار سينمايى استاندارد و جهانى كه قابليت اكران و نمايش در سطح بينالمللى را دارا باشد.
اين گونه آثار در درجه نخست حداقل مىتواند در كشورهاى اسلامى و منطقه و بعد از آن در ساير ممالك مطرح شود. چرا با استفاده از علائق و سلائق جشنوارههاى خارجى اين گونه آثار را در مقابل ديدگان جهانيان قرار ندهيم؟ چرا با ساختارهاى به اصطلاح هنرى اين كار را به انجام نرسانيم؟ به نظر مىآيد كه جدىتر بايستى به مقولات فوق انديشيد كه طرف مقابل با سرعت تمام به جلو مىتازد و ما مدعيان شيعه و پيروى امامزمان (عج) دست روى دست به تماشاى گلهاى آنها نشستهايم كه پى در پى وارد دروازه خودى مىشود و گاهاً حتى برايشان دست هم مىزنيم!! يادمان باشد كه اين بار آنها شمشيرها را از رو بستهاند. اگر باور نمىكنيم يك بار ديگر كتاب رمز داوينچى را با دقت بخوانيم و بعد هم فيلمش را ببينيم، شايد كه تلنگرى به وجدان اعتقادىمان بخورد.