ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - امام و شب قدر
و نه غير ايشان بود، مىبايست به وسيله فعل ماضى دالّ بر عمل غير دائمى بيان مىشد، نه به صورت مستقبل، يعنى مىفرمود: «نزلت الملائكة؛ ملائكه نازل شدند». و «فرق كلّ امرٍ حكيمٍ؛ هر كارى، [به نحو] استوار فيصله يافت» و نمىفرمود:
«لا تنزّل الملائكة؛ ملائكه نازل مىشوند» و «يفرق كلّ امرٍ حكيمٍ؛ هر كارى [به نحو] استوار فيصله مىيابد».[١]
از وجود ارتباط ميان امامت و شب قدر، اين نتايج به دست مىآيد:
١. وجود حجت خدا در هر عصر؛ علامه مجلسى (ره) در اين باره مىگويد: «محتواى سورههاى دخان و قدر بر اين امر دلالت دارد كه حُكم نازل شده از نزد خداوند سبحان، در شب قدر، حكم يقينى، حتمى و واقعى است، و ناگزير از وجود فردى آگاه و عالم نسبت به آن حكم هستيم، زيرا در غير اين صورت، فايدهاى بر فرو فرستادن آن حكم، مترتّب نيست. عالم به آن حكم، شخصى غير از امام معصوم (ع) تأييد شده از جانب خداوند سبحان نيست. بنابراين، وجود امام واجبالاطاعه، عالم به همه امور دين در هر زمانى، تا هنگامى كه تكليف شرعى باقى است، لازم و ضرورى است».[٢]
٢. شمول ولايت ائمه (ع) بر همه مخلوقات؛ زيرا ايشان جايگاه نزول اوامر الهى مربوط به زندگانى بشر توسط ملائكهاند. به بيان ديگر، اوامر خداوند بر صاحبان امر- بعد از رسول خدا (ص) نازل مىشود.[٣]
از حضرت امام باقر (ع) در باره اين كلام خداى تعالى كه: «فيها يفرق كلّ أمرٍ حكيمٍ» روايت شده است كه:
هر آينه، در شب قدر تفسير امور هر سال بر ولى خدا نازل مىشود؛ بخشى از آن امور مربوط به امور شخصى وى، و بخش ديگر مربوط به امور مردم است.[٤]
همچنين حضرت امام صادق (ع) مىفرمايند:
آن شب قدر است كه در آن گروههاى به حج رونده، طاعات يا معاصى، با زندگانى يا ممات نوشته مىشود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را مىخواهد واقع مىكند، سپس آنها را به صاحب زمين القا مىنمايد.
ابن حارث به آن حضرت (ع) عرض كرد: صاحب زمين كيست؟
امام (ع) فرمودند: صاحب شما».[٥]
٣. علم امامان (ع) از جانب خدا افاضه مىشود؛
ابابصير نقل مىكند، كه از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمودند: «اگر بر [علم] ما افزوده نشود، به افول مىرويم». عرض كردم: فدايتان شوم، آيا از آنچه نزد رسول خدا (ص) نيست هم بر علم شما افزوده مىشود؟
امام (ع) فرمودند: «اگر چنين باشد، [ابتدا] پيامبر (ص) آورده و از آن آگاه مىشود، سپس حضرت على (ع)، و سپس يكى پس از ديگرى، تا آنكه به صاحب اين امر برسد».[٦]
سليمان ديلمى مىگويد، به حضرت صادق (ع) عرض كردم: بارها از شما شنيدهام كه فرموديد: «اگر بر [علم] ما افزوده نشود به افول مىرويم». امام (ع) فرمودند: «احكام حلال و حرام را خداوند در كاملترين صورت آن بر پيامبر خود (ص) نازل فرمود و امام بر حلال و حرام، چيزى نمىافزايد».
عرض كردم: پس منظور از آن زيادى چيست؟ فرمودند: «در چيزهاى ديگر، غير از حلال و حرام».
عرض كردم: آيا چيزى بر شما افزوده مىشود كه از رسول خدا (ص) پوشيده بوده و از آن حضرت آگاه نبوده است؟ فرمودند: «خير، علم فقط از نزد خداى متعال خارج مىشود، پس فرشتهاى آن را به سوى رسولخدا (ص) برده، مىگويد: اى محمّد، پروردگارت تو را به چنين و چنان فرمان مىدهد، آنگاه آن حضرت (ص) مىفرمايند: آن را به سوى على ببر، و آن را به على (ع) مىرساند. آنگاه حضرت على (ع) مىفرمايند: آن را به سوى حسن ببر. و همچنان به سوى [امامان (ع)] يكى بعد از ديگرى مىرود تا به ما مىرسد. محال است كه يكى از ائمه (ع) چيزى را بداند كه رسول خدا (ص) و امامان قبل از او آن را ندانند».[٧]