ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - پاسخ به يك سؤال درباره مدفن على بن مهزيار
از كثرت وقوع زلزله در اهواز شكايت كرده و گفته است:
آيا اجازه مىدهيد از اهواز به جاى ديگر كوچ كنم؟
ام جواد، عليهالسلام، در جواب فرمودند:
از آنجا نرويد، بلكه روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگيريد و غسل كنيد و جامههايتان را پاكيزه نماييد و در روز جمعه به صحرا برويد و از خداوند بخواهيد (دعا كنيد) كه خداوند زلزله را از شما دفع كند.
على بن مهزيار مىگويد:
بر طبق دستورالعمل امام جواد، عليهالسلام، عمل كرديم، آنگاه زلزلهها ساكت شد.
متن حديث چنين است:
التهذيب: روى على بن مهزيار قال: كتبت إلى أبى جعفر و شكوت إليه كثرة الزلازل فى الأهواز و قلت: ترى لى التحول عنها؟ فكتب، عليهالسلام، لا تتحولوا عنها، و صوموا الأربعاء و الخميس و الجمعة و اغتسلوا و طهروا ثيابكم و ابرزوا يوم الجمعة را أدعوا الله فانه يدفع عنكم. قال: ففعلنا فسكنت الزلازل.
از نهى امام جواد، عليهالسلام، كه فرمود: لا تتحولوا استفاده مىشود كه امام، عليهالسلام، على بن مهزيار را از نقل مكان به جاى ديگر نهى فرموده است و با توجه به تقيد و تشرع على بن مهزيار و اطاعت دقيق او از اوامر و نواهى ائمه، عليهمالسلام، بعيد به نظر مىرسد كه على بن مهزيار به جاى ديگر نقل مكان كرده باشد و در تاريخ هم نيامده است. بنابراين با توجه به اينكه ايشان ساكن اهواز بوده، علىالقاعده در همان شهر هم مدفون شده و بعيد است كه با وجود جلالت و بزرگى مقام على بن مهزيار قبر او مخفى بماند، اما قبر برادرزادهاش آشكار گردد.
ضمناً از اين حديث هم موقعيت ويژه على بن مهزيار نزد امام جواد، عليهالسلام، استفاده مىشود و هم يكى از كرامات او يعنى به بركت دعاى او زلزله از اهواز برداشته شده و از آن زمان تاكنون در هيچ تاريخى نيامده و شنيده نشده كه زلزله مخربى اهواز را لرزانده باشد.
رابعاً: محدث قمى در كتاب منتهىالامال ذيل زندگانى امام جواد، عليهالسلام، در شرح حال اصحاب آن حضرت آورده است:
بدانكه قبر على بن مهزيار، رضىاللهعنه، در اهواز است و بقعه دارد و زيارتگاه است.[١]
پىنوشتها:
[٧]. الاعلام، خيرالدين زركلى، ج ٥، ص ٢٥.
[٨]. مفاخر اسلام، ج ١، ص ١٢٠.
[٩]. فروع كافى، ج ٤، ص ٣١٠.
[١٠]. معجم رجال الحديث، ج ٢، ص ١٩٨.
[١١]. كمالالدين و تمامالنعمة، ج ٢، ص ٤٦٥، چاپ جامعه مدرسين قم.
[١٢]. همان، ص ٤٤٥.
[١٣]. كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص ١٥٩، چاپ: مكنية نينوى الحديثه بتهران، ناصرخسرو مروى.
[١٤]. دلايلالامامة، طبرى، ص ٥٣٩، چاپ مؤسسه بعثت، قم.
[١٥]. بحارالانوار، ج ٢، ص ٤٧- ٤٦.
[١٦]. معجم رجال الحديث، سيدابوالقاسم خوئى، ج ١٢، ص ١٩٨.
[١٧]. قاموسالرجال، شيخ محمدتقى شوشترى، ج ٧، ص ٢٦٣، چاپ جامعه مدرسين قم.
[١٨]. همان، ج ٧، ص ٥٨٧.
[١٩]. منتهىالامال، ج ٢، ص ٢٤٠.