ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - خوشا دردى كه درمانش تو باشى
خوشا دردى كه درمانش تو باشى
عنايات امام عصر، عليهالسلام، به آزادگان
معاونت فرهنگى مسجد مقدس جمكران
در ساعت ٢٤ پانزدهم صفر سال ٧٨ با حجةالاسلام و المسلمين سيد علىاكبر ابوترابى در دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدس جمكران قرار ملاقات داشتيم. كمكم به ساعت ٢٤ نزديك مىشديم ولى خبرى از آقاى ابوترابى نبود. دوستان احتمالاتى را در مورد نيامدن حاجآقا مطرح مىكردند؛ يكى مىگفت حتماً كارى براى ايشان پيش آمده است ديگرى مىگفت: شايد ماشينشان ايراد پيدا كرده در راه ماندهاند. بعضى هم معتقد بودن آقاى ابوترابى در محوطه مسجد هستند ولى محل دفتر را پيدا نمىكنند ... دوستان پيشنهاد كردند چند نفرى به محوطه برويم و گشتى بزنيم اگر بطور اتفاقى با حاجآقا برخورد كرديم ايشان را به دفتر راهنمايى كنيم. اما به هر كجا سر زديم خبرى نيافتيم. كمكم از آمدن ايشان نااميد مىشديم كه يكى از خادمان افتخارى كه عضو انتظامات بود جهت انجام كارى وارد اتاق شد و چون از صحبتهاى ما متوجه موضوع شده بود گفت: من حاجآقا ابوترابى را در محوطه ديدم كه در ميان جمعيت نشسته بودند و به دعاى توسل گوش مىدادند. فوراً به همان محلى كه او گفته بود مراجعه كرديم. باوركردنى نبود، حاجآقا ابوترابى نماينده مقام معظم رهبرى و نماينده مردم تهران بدون توجه به