ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - حالا يك پرسش استراتژيك
بنا بر تأكيد هانتينگتون در دهه گذشته، جوانان در بسيارى از جوامع مسلمان، بيشتر از ٢٠% رشد داشتهاند. اين نسلى است كه نيروهاى اجتماعى را براى سازمانها و نهضتهاى اسلامى آماده مىكند.
وى به طور نمونه، به افزايش نسبت جمعيت جوانان «ايران» در سال ١٩٧٠ م. اشاره مىكند و مىافزايد: در اين دهه، انقلاب اسلامى ايران ايجاد شد.
افزايش ٢٠ درصدى جمعيت جوانان در «الجزاير»، در اواخر دهه ٨٠ م. و اوايل دهه ٩٠ م. منجر به پيروزى مسلمان در انتخابات شد. از سوى ديگر، جمعيتهاى بزرگتر نيازمند منابع بيشترى هستند. مردم اين جوامع در آينده، مجبور خواهند شد براى رفاه خود، به فكر اشغال اراضى ديگران باشند.
همچنين كنار هم قرار گرفتن مسئله رشد جمعيت در يك فرهنگ و كند بودن رشد جمعيت در فرهنگ ديگر، نيازمند تعديل سياسى و جلوگيرى از خشونت است. بنا به تأكيد وى، جمعيت كشورهاى اسلامى به گونهاى چشمگير در حال افزايش است. اين مسئله ظرف بيست سال آينده، باعث مهاجرت دستهجمعى جوانان مسلمان جوياى كار به غرب خواهد شد كه با توجّه به ظهور پديده اسلامگرايى و مقابله با ارزشهاى فرهنگى غرب، براى غرب يك خطر محسوب مىشود.
از سوى ديگر، بايد توجّه داشت فروپاشى ساختار خانواده در غرب، آنان را بيش از پيش، با خطر انقراض نسل مواجه مىكند و موج فزاينده گرايش به سوى اسلام براى آنان، خطر بالقوّه محسوب مىشود؛ چرا كه از نظر غربىها، جمعيت مسلمانان، تهديدى بسيار جدّى براى جهان غرب و تمدّنهاى غربى به شمار مىرود.
رفتار متناقض غرب درباره مسئله واحد جمعيت
در حالىكه بانك جهانى، صندوق بينالمللى پول، صندوق رشد، يونيسف، يونسكو و فائو و ... با ژستهاى انساندوستانه و در غالب برنامههاى بهداشتى، سياستهاى جمعيتى غرب در جوامع اسلامى و توسعهنيافته يا در حال توسعه را اجرايى مىكنند، پاپ دوازدهم در سال ١٩١٥ م.، در نطقى كه ايراد كرد، تأييد نمود، هر عمل جنسى كه منجر به توليد نسل نگردد، از نظر كليساى كاتوليك محكوم شناخته مىشود.
بسيارى از كشورهاى غربى، مشوّقهاى مالى و حمايتهاى گوناگونى را براى سرپرست خانواده و به خصوص مادران براى افزايش جمعيت دارند؛ زيرا رشد جمعيت نامناسب، صفر يا منفى، موجب شده است هرم سِنّى آنها رو به پيرى برود. «فرانسه»، «آلمان»، «روسيه» و «اسپانيا» از جمله كشورهايى هستند كه در قوانين خود، با توسّل به انواع و اقسام مشوّقها، مىكوشند تا مردم كشورهاى خود را به فرزندآورى تشويق كنند. اگر جمعيت، عامل فقر، چالشهاى مختلف و در مجموع زندگى سختتر است، بنابراين بايد همان سياستى كه در قبال كشورهاى اسلامى و آفريقايى اتّخاذ مىشود، در كشورهاى غربى نيز اجرايى شود. اين سياستهاى متناقض در برابر يك موضوع واحد، نشان از عمق نگرانى غربىها از افزايش جمعيت مسلمانان و ايجاد توطئههاى گسترده عليه ساختار جمعيت مسلمانان جهان دارد.
بنبست ايدئولوژيك غرب و جنگ جمعيتى و فرهنگى با اسلام
ايجاد آمادگى و القاى انگيزه مقابله با مسلمانان در ميان بافت عمومى جامعه غربى، در شرايطى كه در سراسر جهان و از جمله سرزمينهاى غربى، بروز نوعى رجعت به معنا و معنويت و ميل به قبول اسلام، به معناى آئين رهايىبخش ديده مىشود، آنهم در عصرى كه بحران بنبست ايدئولوژيك عموم جوامع را در شرايط انفعالى فروبرده است و جوامع غربى با فساد اخلاقى، بحران هويت و ازهمپاشيدگى خانوادهها دست و پنجه نرم مىكنند، كشورهاى مستكبر و در رأس آنها، آمريكا و اسرائيل را بر آن داشته است كه از طريق فرهنگ، به مقابله همهجانبه با دين اسلام بپردازند.
تفاوت سياستهاى جمعيتى در اسرائيل و كشورهاى مسلمان
روشن است كه صهيونيستها با برنامهاى دقيق، عميق و روز به روز، چه از ناحيه زاد و ولد و چه از ناحيه مهاجرت اتباع يهودى به كشور اسرائيل غاصب، افراد خودشان را هجرت مىدهند تا جاى سكنه آواره و بيرونريختهشدگان از مسلمانان را كه فعلًا بر روى كوهها چادر زده و ميليونها نفر بدين ترتيب بىخانه و آواره زندگى مىكنند، پر نمايند و به جاى آنها، سكنا گزينند؛ اين درباره دولت اسرائيل؛ امّا مسلمانان كه غالب اين ١٤٧ كشور مورد برنامه كنترل قرار گرفتهاند (و اسرائيل با آنها در مرام و عداوت در نقطه مقابل قرار گرفته است و پيوسته از دشمنى با آنها، آرام نمىنشيند) بايد مقطوعالنسل و عقيم گردند و اين برنامه در جميع كشورهاى اسلامى، به خصوص «اردن» كه هممرز با اين دولت غاصب است، جارى شود؛ يعنى اردن، ديگر فرزندى نياورد. «سوريه»، «شام» و ساير سرزمينهاى اطراف فلسطين، همگى بايد عقيم گردند؛ به طورى كه مورد تعريف و تمجيد هيئتهاى بينالمللى ضدّ جمعيتى قرار گيرند.
حالا يك پرسش استراتژيك
با توجّه به آنچه ذكر شد، جاى اين پرسش استراتژيك است كه چرا و با چه هدفى، در كشورهاى جهان سوم و مخصوصاً كشورهاى اسلامى، سياستهاى گسترده كنترل جمعيت، عقيمسازى و سقط جنين، با حمايت قدرتهاى سلطهجوى جهانى، در حال اجرا و توسعه است؟
پىنوشتها:
[١]. گاردنر، ١٣٨٦، ص ٢٩٦.
[٢].U .S .Agendy for Intern ational Developlent
[٣].path Finder
منبع:
جنگ جهانى جمعيت (بررسى توطئهها و سياستهاى جمعيت در ايران و جهان)، صص ٨٨- ٧٣.