ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - اركان اربعة انتظار (٤)
را به حاشيه براند. به همين جهت، حضرت امام باقر (ع) مىفرمايند:
«مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمَوْتُهُ مِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ وَ لَا يُعْذَرُ النَّاسُ حَتَّى يَعْرِفُوا إِمَامَهُم؛[١]
هركس بدون امام بميرد، مرگ او چون مردن مردم جاهليت است و هرگز عذر مردم در نشناختن امام پذيرفته نيست.»
حضرت روشن مىكنند كه هيچ عذرى در شناختن امام، مورد قبول نمىباشد؛ بىسواد بودن يا كارهاى مهم و حسّاس داشتن، روستايى بودن يا شهرى بودن، هيچكدام نمىتواند توجيهى باشد تا انسان امام زمانش را نشناسد و از نمونه عينى ديندارى غافل باشد. آنقدر شناخت امام مهم است كه حضرت در ادامه روايت مىفرمايند كه اگر انسان در شرايطى كه امام خود را نشناخته از اين دنيا برود، ديگر ظهور حضرت جلو بيفتد يا به تأخير بيفتد، ضررى براى آن فرد ندارد؛ مثل آن است كه در كنار حضرت قائم در خيمه حضرت زندگى مىكند. چون با شناخت امام توانسته جهتگيرى خود را در همه تاريخ تصحيح كند و در آن صورت گويا با همه اولياء و انبياء زندگى كرده است.
ابوبصير از حضرت صادق (ع) از آيه «يُؤْتِيالْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ...؛[٢]
به هركس كه حكمت داده شد حقيقتاً خير كثير داده شده است.»
مىپرسد، حضرت مصداق حكمت و خير كثير را در «مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ وَ اجْتِنَابُ الْكَبَائِرِ؛[٣] شناخت امام و دورى از گناهان» معرفى مىكنند و از اين طريق متذكّر بركات شناخت امام مىشوند.
يك وقت انسانى در شرايطى است كه نمىتواند اوّل وقت نماز بخواند، نماز ظهر را به تأخير مىاندازد و باز از او قبول مىشود؛ ولى يك وقت مىگويد چون كار داشتم، نتوانستم اعتقاد توحيدى خود را درست كنم. اين را از او قبول نمىكنند؛ چون جهتگيرى كلّى او به چنين اعتقادى بستگى دارد. شناخت امام زمان (عج) از نوع تصحيح اعتقاد است و به همين جهت امام باقر (ع) مىفرمايند: «معذور نيستى كه كوتاه بيايى.» يعنى نمىتوانى براى نشناختن امام زمان (عج) چيزى را مهمتر بدانى و آن را جلو بيندازى؛ زيرا تا امام زمانت را نشناسى، وارد جرگه ديندارى نشدهاى. اين تأكيدات نشان مىدهد شناخت و ارتباط با امام زمان (عج) بسيار ارزشمند است و از سرّ قرآن و نماز و روزه و حج با نظر به مقام و سيره امام (ع) ظهور مىكند و موجب سعادتمندى انسان مىشود. اگر امروز عباداتمان بركت لازم را ندارد، به جهت در حاشيه بودن وجود مقدّس امام زمان (عج) از امور است و محروم بودن از آن معرفتى كه بايد نسبت به آن حضرت داشت؛ معرفتى كه بالاتر از معرفت به يك فرد و تاريخ تولّد او است؛ معرفت به يك حقيقت آسمانى است كه با حضور او در زندگى انسانها، زمين به آسمان متّصل مىشود و ارتباط حضورى با حقايق جاى ارتباط حصولى و حسّى را مىگيرد. حضرت صادق (ع) در جواب ابابصير مىفرمايند:
«مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَمْ يَضُرَّهُ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّر؛[٤]
اگر كسى امام زمان خود را شناخت و مرگش فرا رسيد، ديگر جلو و عقب افتادن ظهور امام زمان (عج) به او ضرر نمىزند.»
با اينكه اينقدر ظهور امام زمان (عج) بركت دارد، مىبينيم بشر در دوران طولانى غيبت حضرت، به يك هزارم بركات ظهور هم نمىرسد و به آن دسترسى ندارد؛ با اين همه، امام (ع) مىفرمايند:
«اگر امام زمانت را شناختى و قبل از ظهور، در زمان غيبت حضرت، رحلت كردى، به درجهاى از كمال رسيدهاى كه آن غيبت براى تو محروميت نيست»؛ زيرا آن شناخت بهرههايى براى انسان دارد كه آن محروميت را جبران مىكند؛ امّا نكته اصلى اينجاست كه مىفرمايند:
«مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِه كَانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِى فُسْطَاطِه؛[٥]
اگر كسى در حالى رحلت كرد كه امامش را شناخته است، مثل كسى است كه در خيمه امام زمان (عج) در كنار حضرت قائم مىباشد.»[٦]
دقّت و توجّه به محتواى ادعيهاى كه به خواندن آنها در دوران غيبت سفارش بسيار شده است نيز، انسان را به اهمّيت شناخت امام و حجّت الهى هدايت مىكند؛ چنانكه در يكى از دعاهاى معروف و معتبر كه شيخ صدوق (قدس سرّه) آن را در كتاب «كمال الدّين» به نقل از زراره از امام صادق (ع) آورده است، مىخوانيم:
«... قال: يَا زُرَارَةُ إِذَا أَدْرَكْتَ هَذَا الزَّمَانَ فَادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِى نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِى رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِى حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِى؛[٧]
بارالها! خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانى، رسولت را نخواهم شناخت. بارالها! رسولت را به من بشناسان كه اگر فرستادهات را به من نشناسانى، حجّت تو را نخواهم شناخت. بارالها،! حجّت خود را به من بشناسان كه اگر حجّتت را به من نشناسانى، از دينم گمراه مىگردم.»
«اللَّهُمَّ لَا تُمِتْنِى مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ لَا تُزِغْ قَلْبِى بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِى ...؛[٨]
خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را- از حق- پس از آنكه هدايتم فرمودى، منحرف نگردان ...»
مؤلّف محترم كتاب «مكيال المكارم» مقصود از معرفت امام (عج) را كه در روايات، مورد تأكيد قرار گرفته است، چنين شرح مىدهد: بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما- كه درودها و سلامهاى خداوند بر ايشان باد!- ما را نسبت به امام زمانمان امر فرمودند، شناختن آن حضرت است؛ آنچنان كه هست؛ به گونهاى كه اين شناخت سبب سالم ماندنمان از شبهههاى دشمنان و ملحدان و مايه نجاتمان از گمراه ساختن احترازكنندگان شود و چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد:
يكى: شناخت شخص امام (عج)، به تمام و نسب؛
دوم: شناخت صفات و ويژگىهاى او و بايد دانست به دست آوردن اين دو شناخت، از اهمّ واجبات مىباشد.»[٩]
البتّه امر دومى كه در كلام ياد شده به آن اشاره شده در عصر ما، از اهميت بيشترى برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مىتواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران، منشأ اثر و تحوّل باشد؛ زيرا اگر كسى حقيقتاً به صفات و ويژگىهاى امام عصر (عج) و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از ياد و نام آن حضرت غافل نمىشود.[١٠]