ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - بار ديگر ما غلط كرديم راه!
بار ديگر ما غلط كرديم راه!
چند سالى از آن روز كه در سرمقاله يكى از شمارههاى موعود، خبر از «طوفانى سهمگين» به ميان آمد، مىگذرد. آنجا آمده بود:
طوفانى سهمگين از جاى خود كنده شده است؛ توفنده و بىامان. بىآنكه مرزى و ساحتى بشناسد، پيش مىآيد. از هيچ تيغ و سنان و سرنيزهاى بيم به دل راه نمىدهد. گستاخ و بىرحم همه جا را درمىنوردد، بىآنكه هماوردى فراروى خود بيند ...
آن زمان، زلزلههاى پىدر پى هر شهر و روستايى را درننورديده و بر وسعت قبرستانها نيافزوده بود؛
آن زمان، چونان امروز، درهاى آسمان بسته نبود و خشكى ابرها، بر وسعت بيابانها نمىافزود؛ آن زمان بحرانها و بنبستها در عرصههاى مختلف، حيات فردى و جمعى ساكنان زمين را چونان امروز مبتلاى انفعال و ابتذال نساخته بود و گرسنگى، فسق و فجور فراگير، خشكى و دريا را از خود آكنده نساخته بود و ...
آن روز غريو توپها و موشكها، در جاىجاى زمين خدا، در گوش بندگان، زنگ پايان روزگارِ بىفرياد را به صدا درنياورده بود؛ امّا امروز، عارف و عامى دريافتهاند كه:
«ظَهَرَالْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ»[١]
فسق و فساد فراگير كه همه پهنهها خشكى و دريا را درنورديده، حاصل دست همه مردمى است كه گوشها را فروبسته و در ادبار و پشتكردنى ديوانهوار به آسمان، همه برخوردارى و لذّتهاى شهوانى را در غفلت از چشمى نظارهگر، بىپاسخ مىپندارند.
اينهمه بحران و بنبست در مناسبات فرهنگى و تمدّنى خلق روزگار و اينهمه فلاكت و درماندگى، پاسخ ناگزير آسمان و زمين و برآمده از سنّت ثابتى است كه همه انبياء و اولياء با چشم دل، آمدنش را اعلام داشتهاند.
اينك، ساكنان زمين، كشته مزرعه عمل و نظر خود را درو مىكنند و از آن نيز گريزى ندارند. آنان برآيند همه سالهايى كه در غفلت از حضرت محبوب، در خودكامگى تمام روزگار گذراندهاند، مىبينند و از اينجا، تيغ تدبيرها هر روز كند و كندتر و ناكامىها افزون و افزونتر مىشوند.
در اين موقعيت و شرايط به بارنشسته، از سويى يأس و نوميدى و بيم فردايى سياهتر از امروز، جگر را مىسوزاند و از ديگر سو، اميد فرارسيدن فصل رهايى، چشم را به افق فرارو مىدوزد؛ شايد كه طلايهدار موكبش را نظاره كند.