ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - امامى كه حقّش را انكار كرده اند
بسيار بلند گفت: فقدان مالك اشتر چقدر آشكار است! اگر او زنده بود اين سر و صداها را ساكت مىكرد و لااقل معلوم مىشد هركسى چه مىگويد.
حضرت (با كمال مظلوميت و ناراحتى) فرمودند:
«هَبَلَتْكُمُ الْهَوَابِلُ لَأَنَا أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ حَقّاً مِنَ الْأَشْتَرِ وَ هَلْ لِلْأَشْتَرِ عَلَيْكُمْ مِنَ الْحَقِّ إِلَّا حَقُّ الْمُسْلِمِ؟! فَغَضِبَ وَ نَزَلَ.؛[١]
مادرانتان به عزايتان بنشينند! (آيا نمىدانيد كه) حقّ من بر شما، از مالك واجبتر است؟ آيا حقّ مالك بر شما، چيزى بيش از حقّ يك مسلمان بر مسلمان ديگر است؟
سپس غضبناك از مركب پياده شدند و به سوى ديگر رفتند.
هشتم:
موجبات ديگرى باز، بزرگى و اهمّيت حقوق امام را روشن مىسازد؛ مانند:
الف) امام، انسان كامل است و همه ما به انسان كامل نيازمنديم؛ به راهنمايى او در مسير كمال و نيل به هدف آفرينش و نيز نيازمند فيضها و عنايات خداوند كه همه، به واسطه او به همگان مىرسد؛
ب) امام، پدر راستين و معنوى امّت است و بايد مراقب باشيم عاقّ او نشويم؛
ج) ايمان انسان، اساساً ايجاب مىكند كه حقّ امام را بشناسد؛ زيرا ايمان، شئون و ابعادى دارد كه در تمام آنها، مؤمن به امام خود محتاج است. ساير عوامل مشابه، همچون ارزشهاى اخلاقى و انسانى، مانند ادب، انسانيت، جوانمردى، بزرگوارى، فضل و دانش، فرهيختگى و امثال آن نيز، همين حكم را دارند و هر يك، به نوعى ضرورت يادشده را ايجاب مىكنند.
نهم:
اشارات قرآنى نيز مىتواند انسان مؤمن را بدين حقيقت رهنمون شود. به طور كلّى، تمام آيات الولايه به طور صريح يا تلويح، بيانگر اين موضوع هستند؛ به عنوان مثال، «آيه اطاعت» مى فرمايد:
«أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ...؛[٢]
از خدا اطاعت كنيد و از رسول و صاحبان امر نيز اطاعت نماييد ...»
در اين آيه، بعد از خدا و رسول، صاحب امر امامت بودن، موضوعيت دارد و حقّ اطاعت شدن (مطاع بودن) براى امام، بر گردن مسلمانان، به صراحت ذكر شده است.
در آيه ديگر، حقّ امام به اشارت آمده است؛ مانند آيه زير:
«يَوْمَنَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ...؛[٣]
در روز قيامت، هر گروهى را به امامشان مىخوانيم ...»
روشن است كه هر انسان مؤمن و هر امّتى، بايد امام خود و حقوق او را بشناسند تا شايستگى حشر و نشر با او را پيدا كنند.
دهم:
آنچه در روايات در اين زمينه آمدهاست و ما در اينجا برخى از آنها را ذكر مىكنيم:
حضرت امام عسكرى (ع) فرمودند:
«و لَوْ لَا مُحَمَّدٌ ص وَ الْأَوْصِيَاءُ مِنْ وُلْدِهِ لَكُنْتُمْ حَيَارَى كَالْبَهَائِمِ ... فَفَرَضَ عَلَيْكُمْ لِأَوْلِيَائِهِ حُقُوقاً أَمَرَكُمْ بِأَدَائِهَا؛[٤]
اگر محمّد (ص) و جانشينان از فرزندان او نبودند، همچون چهارپايان در اين دنيا، حيران و سرگردان مىزيستيد ... پس (براى هدايت و سعادت شما) حقوقى براى آنان واجب فرمود و امرتان نمود آنها را ادا كنيد.»
ادامه حديث بسيار جالب است؛ زيرا حتّى حلال بودن ازدواج، اموال، زندگى و اكل و شرب مؤمنان منوط به اداى برخى از اين حقوق شده است. از اينجا، مىتوان به اهمّيت و ضرورت فراوان اين حقوق پى برد.
رسول خدا (ص) نيز بر اين مسئله تأكيد كردهاند. امام صادق (ع) فرمودند:
«مَا خَرَجَ رَسُولُ الله (ص) مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى أَلْزَمَ رِقَابَ هَذِهِ الْأُمَّةِ حَقَّنَا وَ اللهُ يَهْدِى مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيم؛[٥]
رسول خدا از دنيا نرفت، مگر آنكه حقّ ما اهل بيت (ع) را بر گردن آنان قطعى و لازم ساخت.»
مگر خداوند يارى فرمايد.
فرازى از «دعاى ندبه» نيز بيانگر همين امر است. در اين دعا مىخوانيم:
«وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْه؛[٦]
بارالها! ما را بر اداى حقوق امام زمانمان (عج) يارى فرما.»
اين عبارت نشان مىدهد كه ادا كردن اين حقوق، بسى مشكل است و نياز به شناخت، اهتمام و تلاش و مجاهدت بسيار دارد؛ بلكه بايد گفت اين امر امكان ندارد؛ مگر خدا انسان را يارى فرمايد.
وقتى امام سوگند مىخورد!
شايد به نظر آيد تنها برخى حقوق امام اينگونه مهم و بزرگ است؛ امّا بايد دانست كه تمام حقوق حجّت خدا اين سان است؛ زيرا چنانكه اشاره شد شئون و حقوق هركس تناسب شخصيت و بزرگى و جايگاه او در عالم و در بين امّت است. يكى از اين حقوق، معرفت بالنّورانيت بوده كه ممكن است برخى تصوّر كنند حقّ چندان مهمّى از حضرات ائمّه (ع) بر ما نباشد؛ امّا اميرالمؤمنين (ع) فرمودند:
«لَعَمْرِى إِنَّ ذَلِكَ الواجب [وَاجِبٌ] عَلَى كُلِ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة؛[٧]
به جان خودم سوگند! كه آن بر هر زن و مرد مؤمن واجب است.»
امامى كه حقّش را انكار كردهاند
يكى از دغدغههاى ائمّه (ع)، انكار حقوق ايشان، خصوصاً حقّ امام عصر، ارواحنا فداه، توسط امّت بودهاست. امام صادق (ع) درباره شباهت امام عصر (عج) به يوسف پيامبر (ع)، بعد از جملاتى مىفرمايند:
«... فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللهُ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ وَ أَنْ يَكُونَ صَاحِبُكُمُ الْمَظْلُومُ الْمَجْحُودُ حَقَّهُ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْر؛[٨]
... پس اين امّت چرا انكار مىكنند كه خدا با حجّت خود (مهدى (عج))