ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - هفتم
و ضرورت دارد.
پنجم:
همچنين، در واژه امام نيز كه به معناى جلودار و راهنماى مؤمنان است، گويى مسئله حق، اخذ و تعبيه شده؛ زيرا مأموم را هدايت، تعليم و كمك مىكند و اين افاضات، خود موجب به وجود آمدن حقّ امام مىگردد (چنانكه خواهد آمد).
ششم:
سعادت و شقاوت انسانها در زمينه فردى و اجتماعى، با شناخت حقوق امام، پيوند ناگسستنى دارد. اين مسئله خود از اهمّيت خاصّ اين شناخت حكايت مىكند.
هفتم:
اولويت و برترى حقوق امام نسبت به حقوق برادران مؤمن نيز، حاكى از همين مسئله است. در اسلام، مناسبات و ارتباطات ميان مسلمانان و مؤمنان و اقتضائات و لوازم آن بسيار مورد توجّه خداوند و اولياى اوست؛ به طورىكه فرهنگ اخوّت دينى، خود، يك نظام بسيار مهمّ اجتماعى، ايمانى است و حقوق ميان برادران مؤمن از بزرگترين عوامل استحكام جامعه اسلامى و انسجام انسانها و حركت در مسير رشد و تعالى آنان است.
در اين نظام، جايگاه و مراتب معنوى افراد، بسيار تعيين كننده است و با ارتقاى شخصيت هر فرد، آن تناسبات و روابط و حقوق نيز ارتقا مىيابد تا به سطح امام و امامت مىرسد و به اوج خود نزديك مىشود.
در مورد حقّ مؤمن، امام صادق (ع) فرمودند:
«مَا عُبِدَ اللهُ بِشَىْءٍ أَفْضَلَ مِنْ أَدَاءِ حَقِ الْمُؤْمِنِ؛[١]
خداوند به چيزى بهتر از اداى حقّ مؤمن، عبادت نشود.»
معلّى بن خنيس نيز گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم:
حقّ مسلمان بر مسلمان چيست؟
فرمودند: «... براى او هفت حقّ واجب بوده كه همه آنها بر برادرش واجب است و اگر چيزى از آنها را تباه و ضايع كند، از ولايت و طاعت خدا خارج شود و ديگر نصيبى (از لطف و فيض الهى) نخواهد داشت.»
معلّى مىگويد: عرض كردم: فدايت شوم! اين حقوق چيست؟
امام فرمودند: «اى معلّى! (اصرار نكن). من بر تو نگرانم و مىترسم آنها را مراعات نكنى؛ بدانى و به آنها عمل ننمايى (پس اگر ندانى، بهتر است).»
من عرض كردم: لا قوَّةَ إلّا باللهِ. (إن شاءَالله با حول و قوه او، عمل خواهم كرد).
حضرت فرمودند: «آسانترين آنها اين است كه آنچه براى خود مىپسندى، براى او بپسندى و هرچه ناخوش مىدارى، براى او هم دوست نداشته باشى و آنچه براى خود نپسندى، بر او نيز نپسندى. حقّ دوم آنكه از آنچه ناخرسند دارد، دورى كنى و خوشنودى او را پيروى نموده، فرمانش برى؛ حقّ سوم آنكه با جان و مال و زبان و دست و پاى خويش او را يارى كنى؛ حقّ چهارم آنكه چشم و راهنما و آينه او باشى؛ حقّ پنجم آنكه تو سير نباشى و او گرسنه يا سيرآب باشى و او تشنه يا پوشيده باشى و او برهنه؛ حقّ ششم آنكه اگر تو خدمتگزار دارى و برادرت ندارد، واجب است خدمتگزارت را بفرستى كه جامههايش را بشويد و غذايش را درست كند و بسترش را مرتّب نمايد؛ حقّ هفتم آنكه سوگندش را تصديق كنى و دعوتش را بپذيرى و در بيمارىاش از او عيادت كنى و بر جنازهاش حاضر شوى و چون بدانى حاجتى دارد، در انجام آن سبقت گيرى و او را مجبور نسازى كه از تو بخواهد؛ بلكه خودت پيشدستى كنى. چون چنين كردى دوستى خود را به دوستى او پيوستهاى و دوستى او را به دوستى خود.»[٢]
اكنون مىگوييم: وقتى حقوق ميان دو مسلمان و برادر مؤمن اينگونه است، حقوق ميان مؤمنان و امام معصوم چگونه خواهد بود؟ آيا لااقل همانقدر ضرورى و مهم نيست؟
آرى. هست! به مراتب بالاتر، واجبتر و بيشتر.
از قضا، اميرالمؤمنين (ع) خود به همين امر تصريح فرمودهاند. روايت شده كه معاويه، ابن عوف غامدى را با ششهزار سواره براى غارت شهر «انبار» فرستاد. او نيز شهر «هيت» و انبار را غارت كرد، مسلمانان را كشت، زنانشان را اسير كرد و مردم را به سبّ و برائت از اميرالمؤمنين (ع) وادار نمود.
اميرالمؤمنين (ع) نيز از اينسو، مردم را كه دست از او كشيده و براى شكست او اجتماع كرده بودند، فراخواندند و براى آنان سخنرانى كردند؛ از جمله فرمودند:
«ثَكِلَتْكُمُ الثَّوَاكِلُ مَا تَزِيدُونِّى إِلَّا غَمّا ...؛
مادران به عزايتان بنشينند! شما جز غم و غصّه براى من چيزى نداريد!»
آنان شروع به سر و صدا و جنجال كردند. يكى از آنها با صداى