ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ژئوپولتيك دينى (قسمت آخر)
ژئوپولتيك دينى (قسمت آخر)
نصير صاحبخلق
جيمى كارتر، رئيس جمهور وقت «آمريكا»، برپايى دولت اسرائيل (١٩٤٨ م.) را به محقّق شدن پيشبينى «انجيل» تعبير نموده[١] وگفته بود كه ترجيح مىدهم كه به حيات سياسى خود پايان دهم تا اسرائيل را نااميد كنم و به اين ترتيب باور و ايمان خود را سرزمينهاى مقدّس بيان داشته بود.[٢]
همچنين او درسخنرانى خود براى يهوديان در «كنيسه اليزابت» در «نيوجرسى»، با بيان اينكه برپا ماندن اسرائيل به سياست وابسته نيست؛ بلكه اين يك تمرين اخلاقى است.[٣] استراتژى تدوين شده بر اساس باورهاى ايوانجليكى را مطرح نموده بود.
بيل كلينتون و همسرش كه هر دو از پروتستانهاى بنيادگرا هستند، در سفرى كه به اسرائيل داشتند، بهرغم وجود مكانها و معابد مقدّس از نظر اعتقادات مسيحى، هيچيك از آنها را مورد بازديد قرار نداده و در هيچ مراسم دينىاى نيز شركت نكرده بودند. در مقابل، همسر كلينتون بسيار صميمانه درمراسم يهودى شركت نموده بود. رئيس جمهور نيز با بر سر گذاشتن عرقچين مقدّس در كوچههاى «قدس»، به گردش پرداخته بود. همسر او نيز ضمن رفتن به پاى ديوار «ندبه»، همانگونه كه عادت يهوديان است، دعايى را كه بر روى كاغذى نوشته شده بود، در جرز سنگهاى ديوار قرار داد.[٤]
ريگان كه براى يك دوره رئيس جمهور آمريكا بود، در يكى از سخنرانىهاى خود درباره آينده جهان چنين مىگويد:
روشن است كه با نگاهى به نشانههاى مطرح شده درباره پيامبران و آرمگدون كه در كتاب عهد عتيق، از پيش خبر داده شده است، مىانديشم كه آيا نسلى كه شاهد اين وقايع است، از نسل ما خواهد بود؟ باور كنيد كه اين پيشگويىها آشكارا براى من روزگارى را كه در آن زندگى مىكنيم، چنين تصوير مىكند.[٥]
بوش، رئيس جمهور آمريكا نيز كه براساس چنين تصوّرى «عراق» را اشغال كرد. ضمن اعلام اينكه اين مأموريت به صورت ويژه به او سپرده شده است، اين اقدام را يك «جنگ صليبى» جديد خوانده بود.[٦]
بوش كه به دين اهمّيت مىداد، در «كاخ سفيد» ادارهاى تحت عنوان «گروه دين بنيادى ابتكارى» را ايجاد كرد و اعلام داشت كه طى ده سال آينده، ٢٤ ميليارد دلار در اختيار مؤسّسات دينى قرار خواهد داد.[٧]
دو حزبى كه آمريكا را اداره مىكنند و خصوصاً حزب جمهورىخواه، رسماً اعلام داشته است كه جهاننگرى بنيادگرايانه پروتستان را برنامه خود قرار داده است. بخش بزرگى از مؤسّسات و اتاقهاى فكر موجود در اين كشور نيز پروتستان هستند؛ آنگونه كه رهبران و مؤسّسات، تحت عنوان بازگشت به ريشهها، راه حاكميت بر دنيا را در گفتمان مسيحى، يهودى جستوجو مىنمايند. اين فهم كه تمامى اقدامات اسرائيل را فعل خداوند تلقّى مىكنند، نقشه جهان را با زبان رمزآلود كتاب مقدّس مطالعه مىكنند.[٨]
به ويژه در دوره زمانى اخير، از آنجايى كه هريك از رهبران آمريكا انتخاب خود را به وامدار ايوانجليكها كه يكى از پايههاى اقتدارآمريكا محسوب مىشوند، براى اين گروههاى مذهبى هرآنچه كه از دستشان برآيد، انجام مىدهند.[٩]
به همين دليل هم آمريكا به عنوان قدرتمندترين كشور دنيا، مسيحيت را تبليغ مىكند؛ علاوه بر اين، از نقطهنظر تئولوژيك، هر مسيحى بايد اسرائيل را يارى كند؛ چرا كه اگر اين قدرت كه مسيحيت را نمايندگى مىكند، از اسرائيل محافظت نكند، اعتبار خود را در نزد خداوند از دست خواهد داد؛[١٠] چنانكه در ربع قرن اخير، آمريكا از طرف رؤساى جمهورى اداره مىشود كه باور دارند كه در دوران آخرالزّمان زندگى مىكنند و قيامت در دوران آنها برپا خواهد شد.[١١] گويى كه رؤساى جمهور مسيحگرا و هزارهگرا و ديگر رهبران، خود را به دليل نزديك شدن زمان آمدن مسيح آماده مىكنند و براى جاى گرفتن در كنار او، تمامى اقدامات لازم مادّى و معنوى را به عمل مىآورند.[١٢]
در صورتى كه به جزئيات كمكهاى بىقيد و شرط آمريكا به اسرائيل نظرى افكنده شود، با در نظر گرفتن منافع امپرياليستى آمريكا، غيرقابل توضيح خواهد بود. براى شفّافسازى سياست خاورميانهاى رهبران آمريكا، بايد قطعاً لابى يهودى آمريكا و گروههاى ايوانجليك را به حساب آورد.[١٣]
گروههاى مختلف مسيحى و به ويژه ايوانجليكها و در رأس آنها، آمريكا باور دارند آنچه كه درباره آخرالزّمان، آنگونه كه در متون مقدّس آمده است، هر لحظه ممكن است واقع شود. بخش قابل توجّهى از آنها باور دارند كه اين حوادث در دوران زندگى آنان رخ خواهد داد و آنها شاهد اين وقايع خواهند بود.[١٤]
آنچه در نسبت اين انتظار نهفته اين است كه مسيحيان همراه