ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - اركان اربعة انتظار (٤)
«مَنْ أَنْكَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِى فِى زَمَانِ غَيْبَتِهِ فَمَاتَ فَقَدْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة؛[١] و[٢]
كسى كه در ايام غيبت مهدى از فرزندان من، او را انكار نمايد و بميرد، به مرگ جاهليت (يعنى غيرمسلمان و كافر و گمراه) از دنيا رفته است.»
سفارش همه انبياى الهى اين است كه سعى كنيد مسلمان بميريد؛ چنانكه قرآن كريم از زبان خليل حقتعالى و يعقوب (ع) نقل كرده است كه به فرزندان خود سفارش كردند سعى كنيد مسلمان بميريد.:
«يابَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛[٣]
پسرم همانا خداوند اين دين را براى شما برگزيده است؛ پس نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد.»
خداى سبحان به مؤمنان نيز سفارش مىكند تا مىتوانيد تقوا پيشه كنيد و همّت شما اين باشد كه مسلمان بميريد:
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛[٤]
اى كسانى كه ايمان آورديد! از خدا آنگونه كه حقّ پرواكردن از اوست، پروا كنيد و زينهار! جز مسلمان نميريد.»
پس همه موظّفند كه مسلمان بميرند. از آنجا كه مرگ، عصاره زندگى است و هر كسى آنگونه مىميرد كه زندگى كرده است، اگر مرگ كسى جاهلى باشد، معلوم مىشود زندگى او جاهلانه بوده است؛ چون ممكن نيست كسى زندگى عاقلانه داشته باشد باشد، ولى به مرگ جاهليت بميرد. بنابراين اگر كسى امام زمانش را نشناسد، مرگش، مرگ جاهلى خواهد بود؛ حيات او نيز حياتى جاهلانه خواهد بود. البتّه ممكن است كسى به صورت ظاهر در خدمت «قرآن كريم» باشد، در «مسجد پيامبر اكرم (ص)» و حتّى پشت سر يا جاى او نماز بخواند، ولى حياتش، حيات جاهلى باشد؛ چنانكه صديقه كبرى، فاطمه زهرا (س) در احتجاج خود، خطاب به اينگونه افراد فرمودند:
«أَفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ أَ فَلَا تَعْلَمُونَ؟ بَلَى قَدْ تَجَلَّى لَكُمْ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ أَنِّى ابْنَتُهُ؛[٥]
آيا حكم جاهليت را طلب مىكنيد و خواستار آن هستيد؟ براى كسانى كه اهل يقين هستند، داورى چه كسى از داورى خدا بهتر است؟ آيا نمىدانيد من چه كسى هستم؟ بله. براى شما مثل آفتاب نورافشان، روشن است كه من دختر آن بزرگوار (رسول اكرم (ص)) هستم.»
پيامبر اكرم (ص) به حضرت على (ع) فرمودند:
«مَنْ مَاتَ وَ هُوَ يُبْغِضُكَ يَا عَلِىُّ مَاتَ مِيتَةَ الْجَاهِلِيَّة؛[٦]
هركس كه بغض تو را داشته باشد، به مرگ جاهليت خواهد مرد.»
اميرالمومنين (ع) از خالد بنيزيد و چند نفر ديگر خواست كه درباره جمله معروف در خطبه غدير:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلَاه»[٧] كه از رسول خدا (ص) شنيده بودند، شهادت بدهند؛ امّا آنها ابا كردند و شهادت ندادند. على (ع) هر كدام را به شكلى نفرين كردند. راجع به خالدبنيزيد فرمودند:
«لَا أَمَاتَكَ اللهُ إِلَّا مِيتَةَ الْجَاهِلِيَّة؛[٨]
خداوند تو را جز به مرگ جاهليت بميراند.»
حضرت ثامنالحجج، علىبنموسىالرّضا (ع) در جواب نامه هارون بعد از وصفى كه از عترت طاهره (ع) كردند، فرمودند:
«هركس كه بميرد و آنها را به اسمشان و اسم پدرانشان نشناسد و ولايت آنها را تولّى نكند (يعنى نپذيرد و گردن ننهد) به مرگ جاهليت مرده است.»
در بسيارى از روايات آمده است: كسى كه بميرد و امام نداشته باشد، «مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة؛[٩]
هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.»
رسول خدا (ص) با طرح روايت فوق در واقع، پيامرسان اين مطلب هستند كه دين پيامبر (ص) بدون شناخت جايگاه و مقام امام زمان (عج) كارايى لازم را ندارد كه انسان را از مرگ جاهليت نجات دهد و به سوى توحيد راهنمايى كند.
آنچه موجب مىشود بتوانيم از قرآن و سنّت پيامبر (ص) بهره لازم را ببريم، شناخت امام زمان (عج) و سيره و سخن ايشان است و روايت فوق خبر از آن دارد كه با وجود اينكه امام زمان (عج) زنده است، مىتوان از بركات قرآن و پيامبر (ص) و ائمّه (ع) استفاده كرد و مطابق زمانه از اسلامى كه در زندگى نقشى فعّال دارد، بهرهمند گشت و در همه حوادث روزگار خود، حاضر و مؤثّر بود و از سرمايه توحيدى اسلام استفاده لازم را نمود.[١٠]
آنقدر شناخت امام زمان (عج)- چه از نظر مقام و چه از نظر مصداق- مهّم است كه پيامبر خدا (ص) مىفرمايند: بدون شناخت امام، زندگى مسلمانان توحيدى نيست تا مرگ آنها توحيدى باشد و معلوم است هركسى نمىتواند عذر آورد كه شرايط تاريخى امكان شناخت امام را به او نداده است؛ زيرا مسئله مهمتر از آن است كه شرايط تاريخى آن