ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - دنيا به يك مصلح نيازمند است
دنيا به يك مصلح نيازمند است
از ميان نشريات قديمى
اوضاع دنيا روزبه روز تيرهتر مىشود و سياستمداران بزرگ شرق و غرب هنوز بر سر ميز شطرنج سياست نشسته و مشغول بازى هستند و معلوم نيست كه برد با كيست و باخت با كدام است؟ و ملل دنيا هم در اثر اختلافات آن بازيگران، سخت نگرانند و نمىدانند كه آخر اين بازىها به كجا خواهد رسيد؟ از يك سو، پيشرفت كمونيستها در «چين» و از سوى ديگر، عدم موافقت چهار وزير خارجه در «پاريس» و همچنين افزايش يافتن شدّت حسّ رقابت فىمابين آنان و زياد شدن مشكلات سياسى و اقتصادى و غيره به مراتب نگرانى اهل دنيا مىافزايد. در حقيقت عموم جهانيان با حال پريشانى و اضطراب و نگرانى به سر مىبرند و هر فردى از افراد بشر در محيط زندگى خود مضطرب و مشوّش است و هر متفكّرى از خود مىپرسد كه سرانجام اين جنگ اعصاب و اختلاف و اضطراب به كجا خواهد انجاميد؟ آيا «مسكو» تسليم «واشينگتن» و «لندن» خواهد شد؟ يا امپرياليسم با سوسياليسم آشتى خواهد نمود؟ يا مسلكهاى مختلفه جهان با همديگر خواهند ساخت؟ يا دنيا به سوى يك جنگ بزرگ پيش مىرود؟ آيا بار ديگر، بشر با خون فرزندان خود، روى زمين را رنگين خواهد كرد و اگر خدايى ناكرده يكچنين جنگ خانمان براندازى روى دهد و ميليونها نفوس كشته و زخمى گردد و شهرها ويران و شيرازه زندگى برهم خورد، سرانجام كار به كجا منتهى خواهد شد؟ آيا فاتحان جنگ پس از پايان يافتن جنگ، از گريبان بشر دست خواهند برداشت؟ و آيا به جنگ و ستيزه خاتمه داده خواهد شد؟ آز و طمع و غرور و خودخواهى كه منشأ اين خونريزىهاست، از طبيعت آزمندان و طمعكار مغروران و خودخواهان بشر برداشته خواهد شد؟ اينها يك رشته سؤالاتى است كه هر شخص متفكّر هنگام فكر و انديشه در اين، موضوع سؤال مىكند و جواب قانعكننده نمىتواند پيدا كند؛ مگر كسىكه در مكتب اسلام با مذهب شيعه پرورش يافته و عقيده به ولايت مطلقه و عامّه داشته باشد؛ زيرا صاحب اين عقيده است كه مىداند حكومت، حقّ خداست و بايد از خدا به هر كسىكه بخواهد، تعويض شود و تمام ملل دنيا زير پرچم حكومتى زندگى كنند كه به احدى از افراد بشر منتسب نباشد و مادامى كه خورشيد اين حكومت از افق گيتى طلوع نكرده است، اوضاع دنيا به همين منوال متشنّج و مضطرب خواهد بود و بشر روى خوشى و روز خرّمى نخواهد ديد و آن خورشيد سعادت هنگامى طلوع مىنمايد كه بشر از فشار حكومتهاى گوناگون به تنگ آمده و در تمام روى زمين ملجأ و پناهى