ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - برداشتن بار گران از دوش امّت رسول خاتم (ص)
آورده است.»[١] پس آن حضرت از جانب خود و امّتش پاسخ داد:
«و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آوردهاند [و گفتند:] «ميان هيچيك از فرستادگانش فرق نمىگذاريم.»[٢] پس خداوند متعال فرمود: «در صورت انجام اين اعمال، بهشت و مغفرت از آن ايشان خواهد بود.» و پيامبر عرض كرد: «اگر اينگونه با ما رفتار فرمايى، «آمرزش تو را [خواستاريم] و فرجام به سوى تو است.»[٣]
پاداش امانتدارى
حضرت على (ع) در ادامه اين فضيلت، به برترىاى اشاره كردند كه پيش از آن، براى امّتهاى پيشين سابقه نداشت. ايشان فرمودند:
«خداوند پاسخ فرمود كه اين رفتار [مغفرت] را با تو و امّت تو خواهم كرد.» سپس در ادامه فرمود: «اگر اين آيه را با تمام سختىها و مسئوليت سنگين آن، كه وقتى بر امّتهاى پيش از تو عرضه داشتم، آن را نپذيرفتند و امّت تو آن را پذيرفت، قبول كنى، حقّ است بر من كه آن را از دوش امّت تو بردارم.» و [آنگاه] فرمود:
«خداوند هيچكس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده، به سود او و آنچه [از بدى] به دست آورده، به زيان اوست.»[٤]
پس رسول خدا (ص) وقتى اين كلام را شنيد، عرضه داشت: «در صورت اين رفتار با من و امّتم، پس آن را زياد فرما.» [خداوند جلّ و على] فرمود: «بخواه»، گفت: «پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم، بر ما خُرده مگير»[٥]، خداوند فرمود: «به جهت كرامت تو بر من، امّت تو را به نسيان و خطا مؤاخذه نخواهم كرد. در حالىكه امّتهاى سابق اگر آنچه به آنها گفته شده بود، فراموش مىكردند، بر ايشان عذاب نازل مىشد و من اين را از امّت تو برداشتم و امّتهاى پيشين اگر خطا مىكردند، مؤاخذه و عذاب مىشدند و به جهت كرامت تو بر من، اين را هم از امّت تو برداشتم.»
برداشتن بار گران از دوش امّت رسول خاتم (ص)
حضرت على (ع) در بيان امتيازات داده شده به امّت رسول خدا (ص) ادامه دادند:
«پس رسول خدا (ص) عرض كرد: «پروردگارا! حال كه اينها را به من عطا فرمودى، زياد فرما.» خداوند عزَّ و جلَّ فرمود: «هر چه مىخواهى، درخواست كن.» عرض كرد:
«پروردگارا! هيچ بار گرانى بر [دوش] ما مگذار؛ همچنانكه بر [دوشِ] كسانى كه پيش از ما بودند، نهادى.»[٦] و مراد از إصْر (بار گران)، آن سختىهايى است كه بر امّتهاى پيش از ما بوده است. پس خداوند اينگونه پاسخ فرمود كه: «من سختىهايى كه در امّتهاى پيش از ما بوده است، از شما برداشتم. پيش از اين، من نماز ايشان را جز در مكانهاى مشخّصى كه برايشان معرفى نموده بودم، نمىپذيرفتم؛ هرچند از آن مكانها بسيار دور بودند و من تمام سطح زمين را براى امّت تو محلّ سجده و مايه پاكى قرار دادم و اين از جمله شدايدى بود كه بر امّتهاى پيش از تو، مقرّر نموده بودم و از دوش امّت تو برداشتم.
و امّتهاى سابق را رسم بر اين بود كه اگر نجاستى به آنان مىرسيد، قومش از او دورى مىكردند و من آب را براى امّت تو پاككننده قرار دادم. پس اين از جمله سختىهايى بود كه پيش از شما مرسوم بود و من آن را از امّت تو برداشتم.
و امّتهاى پيشين را رسم بر اين بود كه قربانى و نذور خود را بر دوش گذاشته به بيتالمقدّس حمل مىكردند. پس در صورت قبول و پذيرش آن قربانى و نذر، آتشى فرستاده و آن نذور را مىخورد و آن فرد، خوشحال و مسرور بازمىگشت؛ وگرنه با كمال حزن و غم مراجعت مىنمود. من قربانى و اداى نذور امّت تو را، در شكم فقرا و مساكين امّت تو قرار دادم. پس نشانه قبول آن اين است كه او را به اجر مضاعف و چند برابر پاداش دهم و از هر كه نپذيرفتم، عقوبتهاى دنيايى را از او دفع نمايم و اين تكليف شاقّ را از دوش امّت تو برداشتم و آن از جمله سختى و شدائدى بود كه بر امّتهاى پيشين قرار داشت.
و امّتهاى پيشين را رسم بر اين بود كه نمازهاى واجب ايشان در تاريكى شب و در ميان روز بود و اين از وظايف سخت و شديد آنها بود. من آن را نيز از امّت تو برداشتم و نماز را بر آنان در اطراف شب و روز در اوقات نشاط ايشان، واجب ساختم.
بر امّتهاى سابق، پنجاه نماز را در پنجاه وقت فرض گردانيدم و اين نيز از سختىها و شدائد امم انبياى سابق بود. من آن را هم از امّت تو برداشتم و به جاى آن، پنج نماز در پنج وقت قرار دادم و مجموع آنها پنجاه و يك ركعت است و اجر و ثواب پنجاه ركعت را در اين نماز پنجگانه مقرّر داشتم.