ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - نصب امام، نصب خداوند متعال
والاست و باز خداى عزّوجلّ مىفرمايد:
«وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ؛[١]
هيچ مرد و زن مؤمنى حق ندارد كه چون خدا و پيغمبرش چيزى را فرمان دادند، اختيار كار خويش داشته باشد.»
و فرموده است: «شما را چه شده؟ چگونه قضاوت مىكنيد؟ مگر كتابى داريد كه آن را مىخوانيد تا هر چه خواهيد، انتخاب كنيد؟ يا اينكه شما تا روز قيامت [از ما] سوگندهايى رسا گرفتهايد كه هر چه دلتان خواست، حكم كنيد؟ از آنان بپرس! كدامشان ضامن اين [ادّعا] يند؟ يا شريكانى دارند؟ پس اگر راست مىگويند، شريكانشان را بياورند.»[٢]
و باز خداى عزّوجلّ فرموده است: «چرا در قرآن انديشه نمىكنند يا مگر بر دلها قفل دارند؟»[٣] و فرموده است: «مگر خدا بر دلهايشان مهر نهاده كه نمىفهمند؟!»[٤] و «گفتند: شنيديم؛ ولى نمىشنيدند و همانا بدترين جانوران به نظر خدا، مردم كر و لالند كه تعقّل نمىكنند و اگر خدا در آنها، خيرى سراغ داشت، به آنها شنوائى مىداد و اگر شنوائى هم مىداشتند، پشت مىكردند و روى گردان بودند.»[٥] يا «گفتند: شنيديم و نافرمانى كرديم.»[٦] (منصب امامت اكتسابى نيست)؛ بلكه «فضلى است از خدا كه به هر كس خواهد، مىدهد.»[٧]
پس چگونه ايشان را رسد كه امام انتخاب كنند؛ در صورتىكه امام، عالمى است كه نادانى ندارد؛ سرپرستى است كه عقبنشينى ندارد؛ كانون قدس و پاكى و طاعت و زهد و علم و عبادت است؛ دعوت پيغمبر به او اختصاص دارد؛ از نژاد پاك فاطمه بتول (س) است؛ در دودمانش جاى طعن و سرزنشى نيست و هيچ شريفى در نژاد، به او نمىرسد؛ از خاندان قريش و نسل هاشم و عترت پيغمبر و پسند خداى عزّوجلّ است؛ بالاترين اشراف و زاده عبد مناف است ...»[٨]
در بيان حضرت على بن موسى الرّضا (ع)، امامت منصبى الهى است كه الزاماً از سوى خداوند متعال تعيين مىشود و همه فضايل و امتيازات پيامبر اكرم (ص) را (جز مقام نبوّت) دارد.
بخش مهمّى از موضوع رهبرى، به سير و سفر بلند انسان از جهان فانى تا عالم باقى (آخرت) برمىگردد. امرى كه اگر همه حكما و فيلسوفان و عالمان از اوّلين تا آخرين، گرد هم آيند، به دليل نقصان علمشان درباره جهان ماورائى (عالم برزخ و قيامت و ...) قادر به ارائه تعريف و توصيفى كامل، چنانكه خداوند درباره آن خبر داده است، نخواهند بود.
«حديث لوح»، سخنان خداوند است كه بر لوحى مندرج شده كه او، جلّ و علا، به مناسبت ميلاد مبارك امام حسين (ع) به حضرت خاتم (ع) و ايشان به حضرت زهرا (س) هديه فرمود. خداوند متعال در اين لوح، از همه وقايع گذشته و آينده، به حضرت زهرا (س) خبر داده و در ابتداى آن، به امامت و ولايت آلمحمّد (ص) تصريح كرده است. اين روايت را بعدها جابر (كه آن را ديده بود) براى امام باقر (ع) نقل كرد و امام (ع) محتواى آن را تأييد فرمودند.
جابر به امام باقر (ع) عرض كرد:
به خدا سوگند! گواهى مىدهم كه در لوح چنين مكتوب بود:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم. اين كتابى است از جانب خداى عزيز حكيم، براى محمّد نور و سفير و حجاب و دليل او، آن را روح الأمين از جانب ربّ العالمين فرو فرستاده است. اى محمّد! اسمهاى مرا بزرگ شمار و