ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - نصب امام، نصب خداوند متعال
طرف خدا تعيين و اعلام شود.»[١]
حضرت على بن موسى الرّضا (ع) در روايت بلندى كه در موضوع مقام امام و انتصاب امام ايراد فرمودند، با ذكر مقام و منزلت امام، به طور كلّى امر اختيار و انتخاب امام را از انسان سلب و به تمامى، به خداوند واگذاردند و فرمودند:
«... همانا خداى عزّوجلّ پيغمبر خويش را قبض روح نفرمود تا دين را برايش كامل كرد و قرآن را بر او نازل فرمود كه بيان هر چيز در اوست. حلال و حرام و حدود و احكام و تمام احتياجات مردم را در قرآن بيان كرده و فرمود «چيزى در اين كتاب فرو گذار نكرديم.»[٢] و در حجّة الوداع كه سال آخر عمر پيغمبر (ص) بود، اين آيه را نازل فرمود: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و دين اسلام را براى شما پسنديدم.»[٣] و موضوع امامت از كمال دين است (تا پيغمبر (ص) جانشين خود را معرفى نكند، تبليغش را كامل نساخته است.) و پيغمبر (ص) از دنيا نرفت تا آنكه نشانههاى دين را براى امّتش بيان كرد و راه ايشان را روشن ساخت و آنها را بر شاهراه حق واداشت و على (ع) را به عنوان پيشوا و امام منصوب كرد و همه احتياجات امّت را بيان كرد. پس هر كه گمان كند خداى عزّوجلّ دينش را كامل نكرده، قرآن را رد كرده و هر كه قرآن را رد كند، به آن كافر است.
مگر مردم مقام و منزلت امامت را در ميان امّت مىدانند تا روا باشد كه به اختيار و انتخاب ايشان واگذار شود؟! همانا امامت، قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالىتر و مكانش منيعتر و عمقش گودتر از آن است كه مردم با عقل خود، به آن برسند يا با آرائشان آن را دريابند يا با انتخاب خود، امامى منصوب كنند ...»[٤]
حضرت على بن موسى الرّضا (ع)، سير گردش مقام امامت در خاندان ابراهيم خليلالله (ع) را بدينگونه توصيف فرمودند:
«همانا امامت، مقامى است كه خداى عزّ و جلّ بعد از رتبه نبوّت و خلّت در مرتبه سوم، به ابراهيم خليل (ع) اختصاص داده و به آن فضيلت مشرفش ساخته و نامش را بلند و استوار نموده و فرموده: «همانا من تو را امام مردم گردانيدم.» ابراهيم خليل (ع) از نهايت شادىاش به آن مقام، عرض كرد: «از فرزندان من هم؟» خداى تبارك و تعالى فرمود «پيمان و فرمان من به ستمكاران نمىرسد.»[٥] پس اين آيه، امامت را براى ستمگران تا روز قيامت باطل ساخت و در ميان برگزيدگان گذاشت. سپس خداى تعالى ابراهيم (ع) را شرافت داد و امامت را در فرزندان برگزيده و پاكش قرار داد و فرمود: «و اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را شايسته نموديم و ايشان را امام و پيشوا قرار داديم تا به فرمان ما رهبرى كنند و انجام كارهاى نيك و گزاردن نماز و دادن زكات را به ايشان وحى نموديم. آنها پرستندگان ما بودند.»[٦] پس امامت هميشه در فرزندان او بود در دوران متوالى و از يكديگر ارث مىبردند تا خداى تعالى آن را به پيغمبر ما (ص) به ارث داد و خود او جلّ و تعالى فرمود: «همانا سزاوارترين مردم به ابراهيم (ع)، پيروان او و اين پيغمبر و اهل ايمانند و خدا ولى مؤمنان است.»
پس امامت مخصوص آن حضرت گشت و او به فرمان خداى تعالى و طبق آنچه خدا واجب ساخته بود، آن را به گردن على (ع) نهاد و سپس در ميان فرزندان برگزيده او كه خدا به آنها علم و ايمان داده، جارى گشت و خدا فرموده است: «آنها كه علم و ايمان گرفتند، گويند در كتاب خدا تا روز رستاخيز به سر بردهايد.» پس امامت، تنها در ميان فرزندان على است تا روز قيامت؛ زيرا پس از محمّد (ص) پيغمبرى نيست. اين نادانان از كجا و به چه دليل، براى خود امام انتخاب مىكنند؟ همانا امامت، مقام پيغمبران و ميراث اوصياء است. همانا امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خدا (ص) و مقام امير المؤمنين (ع) و ميراث حسن و حسين (ع) است. همانا امامت زمام دين و مايه نظام مسلمانان و صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است. همانا امامت ريشه با نموّ اسلام و شاخه بلند آن است. كامل شدن نماز و زكات و روزه و حجّ و جهاد و بسيار شدن غنيمت و صدقات و اجراى حدود و احكام و نگهدارى مرزها و اطراف به وسيله امام است. امام است كه حلال خدا را حلال و حرام او را حرام كند و حدود خدا را به پا دارد و از دين خدا دفاع كند و با حكمت و اندرز و حجّت رسا، مردم را به طريق پروردگارش دعوت نمايد ...»[٧]
حضرت، منصب امامت را به حكمت اصلى خلقت عالم و آدم در صبحگاه آفرينش، در آن هنگامه كه به كرّوبيان متحير و پرسشگر فرموده بودند: «إِنِّيجاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[٨] برگردانده و بدين ترتيب، اعلام فرمودند: «تنها آن كس كه از حكمت و راز خلقت و جعل خليفه از سوى خداوند آگاه است، قادر به درك و فهم منصب امامت است.»
شرح نحوه انتصاب حضرت ابراهيم خليل الرّحمن (ع) در منصب امامت، از سوى خداوند متعال، اجلّ و اشرف بودن شأن امامت را نسبت به شأن نبوّت و رسالت آن نبى مكرّم معرفى مىكند. به عبارت ديگر، امام رضا (ع) مىفرمايند: «آن كس كه بر اين مسند تكيه مىزند، ضرورتاً بايد شأنى اجلّ از نبوّت (در ولايت) و حتّى رسالت عامّه پيامبران، حتّى پيامبران اولوالعزم، همچون ابراهيم (ع) داشته باشد.
حضرت على بن موسى الرّضا (ع) پس از معرفى منصب امامت، در سلسله مناصب برگزيده، به عنوان خليفةالله، به بيان ويژگىهاى شخصى كه مىتواند بر اين منصب و مسند تكيه بزند، مىپردازند و